127 . حيرت ، سردرگمى ، تدليس ، تخديع ، تهافت ، تناقض و . . . دهلوى گويد : اينجا حكم نكردن است به شهادت يك مرد و يك زن نه ردّ شهادت . ( 1 ) مؤلف ( رحمه الله ) مىفرمايد : عاقل را - در كمال شناعت تلبيس و تدليس و تلميع و تخديع و تهافت و تناقض دهلوى - اندك تأمل بايد نمود كه : اولا به استحاله وقوع دعوى هبه و شهادت تصريح كرده ، باز نسبت تصديق دعوى هبه فدك به ابو بكر نموده ، و باز - به بهتان و افترا - تهمت بيان مسأله فقهيه بر مقتداى خود بسته ، و باز نفى حاجت طلب شاهد و بيّنه نموده - بنابر انكار قبض حضرت فاطمه ( عليها السلام ) بر فدك - تجهيل و تسفيه مقتداى خود ( يعنى ابو بكر ) - كه حسب افادات ائمه سنيه طلب شهود نمود - فرموده . و باز شهادت حضرت على بن ابى طالب ( عليه السلام ) و اُمّ أيمن را بر محض اخبار فرود آورده ، و از تصريحات روايات اعاظم مشايخ - كه از آن وقوع شهادت ثابت است - اغماض كرده . و باز تسميه عدم حكم ابو بكر را - بنابر اخبار ايشان - به ردّ شهادت ، جهل عجب پنداشته . و تا اينجا كه در رنگهاى گوناگون برآمده ، منكر وقوع شهادت بود ، حالا از اين همه دست برداشته ، اعتراف به وقوع شهادت مىنمايد ، و لكن ردّ آن را ردّ نمىداند بلكه حكم نكردن به شهادت نام مىنهد و بس !