نوشتههاى درب يك شهر در اخبار آمده است كه اين جملات را بر در شهرى نوشته يافتند : اى فرزند آدم ، تا مىتوانى فرصتها را غنيمت شمار و از آنها استفاده كن ، و كارها را به خردمندان واگذار ( و با آنان مشورت كن ) و خود را براى روزى كه هنوز نيامده به سختى مينداز ، زيرا اگر عمرت به پايان نرسيده باشد ، خداوند روزيت را مىدهد ، و خود را محل عبرت ديگران مكن ، و سرمشق مغروران مباش كه : مال روى مال جمع كنى ، چه بسا افرادى براى شوهران ( آيندهء ) همسرانشان مالها را جمع مىكنند ، و بر خود سخت گرفته و مال را مصرف نمىكنند و بر خزانهء ديگران مىافزايند ! . خليل گفته است ( شايد مراد ابراهيم خليل باشد عليه السّلام ) : انسان مال را براى يكى از اين سه نفر آماده مىكند ، و هر سه دشمن اويند : يا براى شوهر ( آيندهء ) همسرش ، يا براى همسر پسرش و يا براى شوهر دخترش ، پس اموال انسان براى اين گروه است ، پس خردمند خيرخواه خود ، كسى است كه مال را زاد و توشهء آخرت خويش قرار دهد و اين افراد را بر خود ترجيح ندهد . شاعرى گويد : [1] اى گرد آورندهء مال كه بيهوده كار مىكنى ، ولى روزگار تو را از بين مىبرد ؟ و تو كاملا به فكر جمع مال هستى ، اينك بگو كه آيا روزگار مصرف همهء آن را جمع كردهاى ؟ . سرزنش دنياپرستى در كلام پيامبر صلَّى الله عليه و آله و سلم پيامبر خدا صلَّى الله عليه و آله و سلم فرمود : با خداوند در كارش مخالفت نكنى ؟ پرسيدند : چه مخالفتى ؟
[1] < شعر > يا جامعا لاهيا و الدّهر يومقه مفكرا اىّ باب عنه يغلقه جمعت مالا فقل لى هل جمعت له يا غافل القلب ايّاما تفرّقه < / شعر > در اينجا ابيات ديگرى بود كه ترجمهء آنها را لازم نديديم . ( م )