نام کتاب : إرشاد القلوب ( فارسي ) نویسنده : الحسن بن محمد الديلمي جلد : 1 صفحه : 429
فرمود : خواندن قرآن به همان منوالى كه نازل شده ، و نقل حديث ما همان گونه كه گفتهايم و خدا را بخواند ، و خود را به او بدهكار بداند . معنى ادب حقيقت ادب جمع كردن خصلتهاى ستوده و دورى از صفات زشت است و به وسيلهء آن انسان به مقامهاى بلند در دنيا و آخرت مىرسد و به بهشت مىرود . ادب در نزد برخى از مردم خوب سخن گفتن تلقى مىگردد ، نه بيشتر در حالى كه چنين نيست ، و بايد رضايت خدا در كلام جستجو شود . و هر كس بدون فراگيرى ادب به مصاحبت پادشاه درآيد ، خود را به مهالك سپرده ، پس حال كسى كه با شاه شاهان مصاحبت دارد ، معلوم است . در روايت آمده كه روزى پيغمبر اسلام صلَّى الله عليه و آله و سلم براى ديدن گوسفندان خود به صحرا رفتند ، و چوپان را ديدند كه همهء لباسها را بيرون آورده و مشغول كشتن شپشها [1] شده و تا چشمش به پيغمبر افتاد ، كه به او نزديك مىشود ، لباسها را پوشيد ، حضرت او را از چوپانى معاف كرده و فرمود ، ما نيازى به چوپانى كه در مقابل خدا ادب ندارد ، و در خلوت از او شرم نمىكند ، نداريم . آن حضرت اين كار را به اين دليل كردند كه چوپان احترام بيشترى براى پيامبر صلَّى الله عليه و آله و سلم قائل شد ، تا خداى بزرگ . ادب جوان و در حديث است كه روزى نوجوانى پيش آمد و با لبخند و گشادهرويى به آن حضرت سلام داد ، حضرت پرسيد : مرا دوست دارى ؟ عرض كرد : آرى و الله ، فرمود : به اندازهء