نام کتاب : إرشاد القلوب ( فارسي ) نویسنده : الحسن بن محمد الديلمي جلد : 1 صفحه : 313
دوست خود گردانيدى و اين همه نعمت را به چه كسى چون من دادى ؟ زيرا بدن و گوش و چشم و همهء اعضايم را سالم نمودى و مرا نيرو بخشيدى تا هيزمى را كه زحمتى براى كشت آن نكشيدهام ؛ كندم و آن را روزى خود قرار دادم و كسى را فرستادى تا آن را از من بخرد و من از بهاى آن ، گندمى را تهيّه كنم كه آن را نكاشتهام و برايش زحمت نكشيدهام و سنگى را در اختيارم گذاشتى تا گندم را در آن آرد كنم و آتشى را برافروزم و نان را با آن بپزم و بخورم و بر طاعت تو خود را تقويت نمايم ، پس ستايش مخصوص تو است ، سپس بلند بلند گريه كرد ، داود به سليمان گفت : « فرزندم ، بايد چنين بندهاى در بهشت صاحب مقام باشد ، زيرا بندهاى از ايشان شاكرتر نديدهام . »
313
نام کتاب : إرشاد القلوب ( فارسي ) نویسنده : الحسن بن محمد الديلمي جلد : 1 صفحه : 313