نام کتاب : إرشاد القلوب ( فارسي ) نویسنده : الحسن بن محمد الديلمي جلد : 1 صفحه : 291
گريز از همنشينان بد ، به سوى خدا امير المؤمنين عليه السّلام همهء اين ( دشمنان ) را در كلام شيوايش جمع كرده و مىفرمايد : روزگار با يك چشم به هم زدن ناخوشاينديها را متوجّه انسانها مىسازد ، [1] و مردم را سخت در غفلت مىگذارد ، سوگند به خدا مرگ ، لذّتها و نعمتهاى دنيا را رسواى ( بىثباتى ) نموده و براى خردمند جاى شادى باقى نگذاشته ، و براى قيام به حقّ مؤمنان ، دوست صميمى و كسان و نزديكانى باقى نگذارده ، تا جايى كه نزديك است ، براى سلامتى ايمان ، جدايى از مردم و تنهايى را پيشه سازند و از آنان دور بمانند ، چنان كه خداى متعال مىفرمايد : * ( فَفِرُّوا إِلَى الله إِنِّي لَكُمْ مِنْه نَذِيرٌ ) * [2] : به سوى خدا بگريزيد ، كه من براى شما بيم دهنده هستم . كه خداوند با اين آيه فرار به سوى او را ، فرار از گناه و قطع رابطه با مردم و اعتماد به حقّ در همهء حالات ، اراده كرده است ، و كسى كه مردم را نمىشناسد ، به آنها نزديك مىگردد ، و اگر كسى از آنها بترسد ، دليل شناخت او از مردم است . عاقلى ، عاقل ديگر را وصيّت كرد و به او گفت : با كسى كه او را ( به درستى ) نمىشناسى معاشرت مكن . وى در پاسخ گفت : من بالاتر از اين را مىگويم ، و آن اين است كه : اگر كسى را مىشناسى ، [3] منكر اين شناخت شو ( و بگو تو را نمىشناسم ) زيرا كسى كه انسان را نمىشناسد ، آزارى به او نمىرساند ( و
[1] علَّامه شعرانى : يأتى الدهر بالمكاره : روزگار با يك چشم به هم زدن سختيها را بر مردم فرود مىآورد و مردم را عاقل مىسازد . [2] الذاريات / 48 [3] علَّامه شعرانى : كسى را كه نمىشناسى با او معاشرت مكن و او گفت : حتى اگر مىشناسى او را انكار كن .
291
نام کتاب : إرشاد القلوب ( فارسي ) نویسنده : الحسن بن محمد الديلمي جلد : 1 صفحه : 291