نام کتاب : إرشاد القلوب ( فارسي ) نویسنده : الحسن بن محمد الديلمي جلد : 1 صفحه : 279
است كه به من دادى نيست ، و كجا اميدوارى در پشت خانهات نااميد گشته و سائلى را رد كردهاى ؟ خدايا دعاى مرا رد نمىكنى ، چون خود فرمودى : مرا بخوانيد تا اجابت كنم و تو خلف وعده نمىكنى ، پس بار خدايا بر محمد صلَّى الله عليه و آله و سلم و آلش عليه السّلام درود فرست و دعايم را بپذير و اميدم را قطع مكن ، به رحمتى كه دارى اى ارحم الراحمين . اميد به لطف حق در روايت آمده كه سبب نزول آيهء : * ( نَبِّئْ عِبادِي أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ) * [1] : بندگان مرا آگاه كن كه من آمرزنده و مهربانم . اين بود كه روزى پيامبر صلَّى الله عليه و آله و سلم از كنار جمعى گذشتند و آنها را مشغول خنده ديدند ، حضرت ايستاد و فرمود : آيا مىخنديد اگر مىدانستيد آنچه را كه من مىدانم ، كمتر خندان و بيشتر گريان بوديد ؟ جبرئيل نازل شد و اين آيه را آورد : * ( نَبِّئْ عِبادِي أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيمُ وَأَنَّ عَذابِي هُوَ الْعَذابُ الأَلِيمُ ) * . از ام سلمه ( همسر پيامبر صلَّى الله عليه و آله و سلم ) روايت است كه گفت : [2] از پيامبر صلَّى الله عليه و آله و سلم شنيدم كه فرمود : با اينكه خدا رحمتش از همهء چيزها وسيعتر است ، خدا تعجّب مىكند كه چرا بندگان نااميدند . در روايت آمده كه حضرت سجّاد عليه السّلام ديدند يك نفر اهل « زهوى » [3] به
[1] حجر / 48 [2] قالت ام سلمة سمعت رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم يقول انّ اللَّه تعالى ليعجب من يأس العبد من رحمته و قنوطه من عفوه مع عظيم سعة رحمته . [3] علَّامه شعرانى : در ابتدا تصور مىشد كه اين كلمه تصحيف زهرى منسوب به زهره گروهى از قريش باشد و معروف به اين نسبت محمد بن مسلم بن عبيد اللَّه از مشاهير فقهاى تابعين است اما در نسخهء ما آمده كه مردى از زهره - روستايى در مدينه - گذشت ، زيرا قتل و جنون از ابن شهاب بعيد است ، و آن مرد از شدّت قبح فعلش ديوانه گشته بود .
279
نام کتاب : إرشاد القلوب ( فارسي ) نویسنده : الحسن بن محمد الديلمي جلد : 1 صفحه : 279