نام کتاب : إرشاد القلوب ( فارسي ) نویسنده : الحسن بن محمد الديلمي جلد : 1 صفحه : 179
كه قاريان در كار امرا معاونت [1] نكنند و صلحا اشرار را يارى ندهند ، و اگر چنين كنند ، خداوند دست عنايت خود را از ايشان برمىدارد و گرفتار تنگدستى و بدبختى مىگردند و اشرار بر آنان مسلط و دلهايشان را مرعوب سازند و ستمكاران عذابى سخت را بر سرشان فرود آرند پس دعاى غريق [2] بخوانند ( و مستجاب نگردد ) و فرمود : بد بندهاى است ، كسى كه از خدا آمرزش مىطلبد و معصيت نمايد ، نجات مىخواهد ، اما برايش عمل نمىكند و از عذاب مىترسد ، اما از آن حذر نمىكند ، و مرتكب گناه مىشود ، ولى توبه را تأخير مىاندازد ، و از خداوند آرزوهاى بيجا دارد ، پس روز قيامت ، واى بر چنين كسى كه بر خدا عرضه گردد . نصيحت حسن بصرى به حاكم جديد عراق در تاريخ آمده كه وقتى « عمر بن هبيره » از سوى هشام بن عبد الملك ، والى عراق گرديد ، « شعبى » [3] و « حسن بن يسار بصرى » را احضار نمود و به آنها گفت : پيش از اينكه حاكم عراق شوم ، هشام از من عهد و پيمان گرفت كه بدون چون و چرا گوش به فرمان او باشم و همچنان فرمانهاى مكرر او مىرسد كه زمينها و اموال مردم را بگيرم و گردنشان را بزنم ، شما نظرتان در اين باره چيست ؟ شعبى در پاسخ نرمى نشان داده ولى حسن بصرى به او گفت : اى عمر من تو را از اينكه خود را در معرض خشم خدا قرار دهى بر حذر مىدارم كه
[1] علَّامه شعرانى : ممالات يعنى معاونت . [2] علَّامه شعرانى : چون دعاى غريق به اجابت نزديكتر است ، تا دعاى ديگران . [3] و درست آن شعبى است كه نامش عامر بن شراحيل است و از علماى تابعين بوده و تاريخ و شرح زندگى وى در تاريخ ابن خلكان آمده و اين حكايت در همان جا در شرح حال حسن بصرى ، با كمى تغيير ذكر شده است .
179
نام کتاب : إرشاد القلوب ( فارسي ) نویسنده : الحسن بن محمد الديلمي جلد : 1 صفحه : 179