نام کتاب : إرشاد القلوب ( فارسي ) نویسنده : الحسن بن محمد الديلمي جلد : 1 صفحه : 165
شما رسيد [1] و سختى و وزر و وبالش براى من مانده و شما از همين بلايى كه گريبان مرا گرفته حذر كنيد كه شما نيز چون من گرفتار خواهيد گشت . شاعر در اين باره مىگويد [2] : من مرگ را دست كم و بازيچه گرفتم و او به دنبال من است و در مرگ چيزى است كه مرا از لهو و لعب باز مىدارد و اگر فكر خود را در آنچه برايش آفريده شدم به كار مىگرفتم ، اين اندازه حرص بر دنيا نداشتم و آن را طلب نمىكردم . و ديگرى ( ورّاق ) مىگويد [3] : اموال خود را براى وارثان به جا گذاشتى ، اى كاش اصلا مالى نمىداشتى كه به ارث بگذارى ، اين قوم پس از تو خوشحالند ، پس چگونه پس از تو و براى تو گريه مىكنند خودت براى خود گريه كن ، زيرا كسى بر تو نمىگريد ، و سر و صدا و درگيرى در ميان وارثان براى ارث زياد است ، و دنيايى كه به ايشان روى آورده سبب فراموشى وصيّت و عهد تو شده و روزگار و حال تو برگشته است و كار دنيا همين است ( و اختصاصى به تو ندارد ) .
[1] علَّامه شعرانى : المهنا كمقعر ما تصيبه من المال بلا تعب : مالى كه بدون زحمت به انسان مىرسد . [2] < شعر > لقد لهوت و جدّ الموت في طلبي و انّ في الموت لى شغل عن اللَّعب لو شمّرت فكرتى فيما خلقت له ما اشتدّ حرصى على الدّنيا و لا طلبي < / شعر > [3] < شعر > ابقيت مالك ميراثا لوارثك فليت شعرى ما ابقى لك المال القوم بعدك في حال يسّرهم فكيف بعدهم حالت بك الحال ملؤ البكاء فما يبكيك من احد و استحكم القيل في الميراث و القال انستهم العهد دنيا اقبلت لهم و ادبرت عنك و الايّام احوال < / شعر >
165
نام کتاب : إرشاد القلوب ( فارسي ) نویسنده : الحسن بن محمد الديلمي جلد : 1 صفحه : 165