نام کتاب : إرشاد القلوب ( فارسي ) نویسنده : الحسن بن محمد الديلمي جلد : 1 صفحه : 153
و اين است معناى كلام خدا : * ( فَلا أَنْسابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَلا يَتَساءَلُونَ ) * [1] : در اين روز خويشاوندى بين مردم نخواهد بود و از حال يك ديگر نمىپرسند . مادر هم نزد فرزند خود مىرود و مىگويد : آيا تو را در شكم خود جاى ندادم و حمل نكردم و از پستانم شير ندادم ؟ پسر مىگويد : درست است ، اينك چه مىخواهى ؟ مادر گويد گناهى از گناهان مرا به گردن بگير ، تا بار گناهانم كمى سبك شود و نجات پيدا كنم ؟ مىگويد : اى مادر دست از من بدار كه خودم گرفتارم ، مادر با چشم گريان از پسر دور مىشود و كسى از حال ديگرى نپرسد . خلاصه شوهر به همين صورت نزد زن مىآيد و جواب بدر مىشنود . و آيه : * ( وَإِنْ تَدْعُ مُثْقَلَةٌ إِلى حِمْلِها لا يُحْمَلْ مِنْه شَيْءٌ وَلَوْ كانَ ذا قُرْبى ) * [2] : و اگر ديگرى هر چند از خويشانش باشد به سبك بارى خود طلبد ، بارى از دوشش برنمىدارد . اشاره به همين معنا دارد . چنان كه در آيهء ديگرى مىفرمايد : * ( يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيه وَأُمِّه وَأَبِيه وَصاحِبَتِه وَبَنِيه لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيه ) * [3] : روزى كه انسان از برادر و مادر و پدر و دوست و فرزند فرار مىكند و هر كسى به كار و گرفتارى خود مشغول و از ياد ديگران غافل است .