نام کتاب : إرشاد القلوب ( فارسي ) نویسنده : الحسن بن محمد الديلمي جلد : 1 صفحه : 149
مىآيد و كسى را زنده نمىگذارد ، مگر كسانى كه بخواهند زنده بمانند ، مانند جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و عزرائيل ، آنگاه خداوند از عزرائيل مىپرسد : چه كسانى باقيماندهاند ؟ مىگويد : اين چهار فرشته ، سپس امر مىكند كه آن سه فرشته را قبض روح كند و بعد مىپرسد : چه كسى باقيمانده ؟ عزرائيل مىگويد : بندهء ضعيف تو ، عزرائيل ، خطاب مىرسد : تو هم بمير ، و در اين موقع عزرائيل صيحهاى مىزند كه اگر مردم پيش از مردنشان آن را شنيده بودند ، همه مىمردند ، اينجاست كه عزرائيل تلخى مرگ را مىچشد و مىگويد : اگر مىدانستم : مرگ به اين تلخى است با مؤمنين بيشتر مدارا مىكردم . [1] در اين موقع كسى زنده نمىماند و خداوند خطاب مىكند : اى دنيا كجا رفتند پادشاهان و شاهزادگان و مستكبران و ستمگران و مالدارانى كه حقوق واجب را ادا نكردند ؟ و امروز پادشاهى از آن چه كسى است ؟ چون كسى پاسخ نگويد ، خودش مىفرمايد : پادشاهى از آن خداى يكتاى توانمند است . سپس طومار آسمانها و ستارگان را درهم مىپيچد و كوهها را متلاشى مىسازد و اين زمين را به زمينى كه در آن معصيت نشده باشد ، تبديل مىكند زمينى كه خونى به ناحق در آن نريخته و وسيع و گسترده باشد و كوه و تپه و گياهى در آن وجود ندارد چنان كه در آغاز چنين بوده است ، و آسمانها را هم تبديل نمايد و همهء مردم به امر خدا در پيشگاه حق حاضر شوند . و چنان كه پيش از خلقت آسمانها و زمين ، عرش بر روى آب قرار داشت
[1] علَّامه شعرانى : فان قيل هل يفنى الارواح : اگر گفته شود : آيا ارواح هم فانى مىشوند ؟ مىگوييم : اين حديث چنين دلالتى ندارد بلكه بر خروج ارواح مردم و فرشتگان از جسمشان و پراكندگى پيكرها و زوال تركيب آنها دلالت دارد ، اما مادهء اصلى بدن باقى است و خداوند آن را زنده مىكند و ارواح نزد او باقى هستند .
149
نام کتاب : إرشاد القلوب ( فارسي ) نویسنده : الحسن بن محمد الديلمي جلد : 1 صفحه : 149