پيوندها ، از نظر حسب و نسب قرار داد . [ مستدرك صحيحين 4 / 73 ] به سند خود ، از « عبد الله بن عمر » روايت كرده است كه گفت : هنگامى كه در كنار خانهء رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله نشسته بوديم ، زنى از آنجا عبور كرد ، در اين هنگام يكى از حاضران گفت : اين زن ، دختر محمد است ! « ابو سفيان » كه در جمع حاضران بود ، اظهار داشت : مثل محمّد در ميان بنى هاشم ، مثل گل خوشبوئى است كه در ميان كاه روئيده باشد . آن زن ، سخن ناشايست وى را شنيد ، و بدون آنكه سخن بگويد ، به راه خود ادامه داد و بحضور مبارك رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله شرفياب شد و جريان را بطورى كه شنيده بود ، به عرض مبارك تقديم داشت . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله از شنيدن آن سخن ، خشمناك شد ، از خانه بيرون آمد و در حاليكه آثار خشمناكى از چهرهء مباركش نمايان بود ، خطاب به حاضران فرمود : چه پيش آمده است كه سخنان ناهنجارى از برخى از مردمان ، به گوشم مىرسد و در ادامه آن ، فرمود : به راستى ، خداى تبارك و تعالى ، آسمانها را بيافريد و بالاترين آسمانها را اختيار كرد و آفريدگانى را كه خود مىخواست ، در آنجا جاى داد سپس به آفرينش موجودات ديگر پرداخته و از ميان آنها ، فرزندان آدم عليه السّلام را برگزيد و از همگى آنها ، عرب را برگزيد و از ميان گروه عرب ، قبيلهء « مضر » را انتخاب كرد و از اين قبيله ، گروه قريش را برگزيد و از مردم قريش ، بنى هاشم را اختيار كرد . و مرا از ميان بنى هاشم ، انتخاب فرمود . پس ، من از بنى هاشمم كه برگزيدهء برگزيدگانند . اينك ، كسى كه مرا دوست مىدارد ، به خاطر علاقهمندى به من ، عرب را هم دوست مىدارد و كسى كه مرا دوست نمىدارد ، بر اثر كينهورزى با من ، به مردم عرب اظهار علاقهمندى نمىكند و كينهء آنان را در دل مىگيرد . [ ذخائر العقبى ص 10 ] از « واثلة بن اسقع » روايت كرده است كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : به راستى كه خدا از فرزندان آدم عليه السّلام ، حضرت ابراهيم عليه السّلام را