مباهات نمىكنم . [ همان كتاب 2 / 283 ] به سند خود ، از « ابن عباس » روايت كرده است كه گروهى از اصحاب رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله در انتظار تشريففرمائى آن حضرت بودند ، طولى نكشيد حضرت رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله ظاهر شد و نزديك به آنان كه رسيد متوجه شد با يكديگر گفتگو دارند ، در مسيرى كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله به سوى اصحاب خود راهى مىگشت ، گفتگوهاى آنان را به اين شرح شنيد : يكى مىگفت : شگفت آنست كه خدا ، خليلى از آفريدگان خود براى خويش برگزيده است و به راستى آن خليل ، ابراهيم عليه السّلام است . ديگرى گفت : شگفتآورتر ، آنكه با موسى عليه السّلام سخن گفته است . ديگرى گفت : مهمتر آن است كه عيسى عليه السّلام « كلمة اللَّه » و روح اوست ، ديگرى گفت : بالاتر از اينها ، حق تعالى ، حضرت آدم عليه السّلام را از ميان آفريدگان خويش برگزيده است . در اين هنگام رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله بر آنها وارد شد و سلام كرد و فرمود : سخنان و اظهار شگفتىهاى شما را شنيدم ، بديهى است حضرت ابراهيم عليه السّلام ، خليل الله و موسى ، نجى الله و عيسى ، روح الله و كلمهء او بود و آدم ، صفى الله است . در عين حال ، تفاوت ميان من و آنها ، آن است كه من حبيب خدايم و تنها به اين موضوع ، افتخار مىكنم . در روز رستاخيز ، پرچمدار حمدم و به اين نمىبالم و نخستين كسى هستم كه در روز قيامت از گناهكاران ، شفاعت مىكنم و شفاعت من ، مقبول پيشگاه خدا است و به اين هم ، افتخار نمىكنم و نخستين كسى هستم كه حلقهء در بهشت را به حركت در مىآورم و خداى تعالى ، در بهشت را به روى من مىگشايد و من همراه با مؤمنان فقير و تهيدست ، وارد بهشت مىشوم و به اين هم ، نمىبالم و من از گذشتگان و آيندگان در پيشگاه خدا گرامىترم و به اين هم ، فخر نمىكنم . [ كنز العمال 6 / 104 ] با توجه به حديث مزبور ، رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود :