فرمود : مگر ندانستهاى كه براى على كنيزهائيست بيشتر از آن كنيزى كه او را ، از باب خمس ، در اختيار در آورده است ؟ و او پس از من ، ولىّ شماست . در اين هنگام از فرصت استفاده كرده ، عرض كردم : به حق صحبتى كه با شما دارم ، دست مبارك بگشائيد و با من ، به اسلام تازهاى كه افتخار آنرا پيدا كردهام ، بيعت فرمائيد . « بريدة » گويد : از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله جدا نشدم تا به اسلام تازهاى كه عرض داشتم ، با من بيعت فرمود . اين حديث را « طبرانى » در كتاب « الاوسط » روايت كرده است . [ تاريخ بغداد 6 / 58 ] به سند خود ، از حضرت موسى بن جعفر بن محمد عليهم السّلام از پدرش ، او هم از جد بزرگوارش ، روايت كرده است كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : من و هارون بن عمران و يحيى بن زكريّا و على بن ابيطالب ، از يك سرشت آفريده شدهايم . [ حلية الاولياء 1 / 84 ] از « ابن عباس » روايت كرده است ، كسى كه دوست مىدارد به حيات من زنده بماند و به مردن من ، بميرد و در بهشت عدن كه درختان آنرا خداى تعالى با دست با بركت خود كاشته است ، آرام گيرد ، پس از من ، على عليه السّلام را دوست بدارد و دوست او را هم دوست بدارد و به پيشوايان پس از من ، اقتدا نمايد ؛ چرا كه آنان عترت مناند ، و از سرشت من ، آفريده شدهاند و از نعمت فهم و علم برخوردار گرديدهاند . واى بر امّتم كه فضيلت ايشان را انكار كند و قطع صله رحم از آنها بنمايد ، اينان كه به چنين كارهائى اقدام مىكنند ، به شفاعت من نايل نمىگردند