به ملاقات آن حضرت مىآمد ، پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله از باد وزنده هم ، به بخشش خير ، پيش قدمتر بود . مؤلف گويد : اين حديث را « مسلم » به طرق متعددى نقل كرده و « بخارى » هم در « صحيح » خود ، اين حديث را روايت كرده است . [ صحيح ترمذى 2 / 286 ] به سند خود ، از « ابراهيم بن محمد » كه از فرزندان حضرت على بن ابيطالب عليه السّلام است ، روايت كرده است كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله اندامى متوسط داشت [ تا آنجا كه گويد ] : در ميان دو كتف مباركش ، « مهر نبوّت » بود و او خاتم پيغمبران است ، جودش از همگان ، بيشتر و سينهاش از همگان ، گشادهتر و زبانش از همگان ، راستگوتر و فروتنيش از همگان ، بيشتر و بستگانش از همگان ، محترمتر بود . كسى كه او را اولين بار ، مشاهده مىكرد ، بيمى از او در دلش مىافتاد و كسى كه كاملا با او انس و مراوده داشت ، محبت آن حضرت را در دل خود احساس مىكرد . كسى كه اوصاف و اخلاق حضرت را مىستود ، گفت : من هرگز مانند او را پيش از اين نديده و پس از اين هم ، نخواهم ديد ! [ موطَّأ مالك بن انس در كتاب جهاد ص 195 ] به سند خود ، از « عمرو بن شعيب » روايت كرده است ، هنگامى كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله از « حنين » عازم « جعرانه » شد ، اصحاب از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله درخواست كردند تا از حركت به جعرانه خوددارى فرمايد . و در مسير ، عباى رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله به درختى پيچيد ، چنانكه عبا ، از شانه حضرت جدا گرديد . پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : عباى مرا بياوريد و افزود : آيا بيم داريد كه هر گاه در اين مسير ، غنيمتى بدست آوردم ، شما را از آن بىنصيب سازم و غنيمتى را كه خدا به شما عنايت فرموده ، از شما دريغ دارم ؟ حال آنكه چنين نيست . به خدائى كه جان من در اختيار اوست ، هر گاه غنيمتى نصيبم شود ، اگر چه درخت خاردار تهامه باشد ، باز هم آنرا در ميان شما ، تقسيم مىكنم و در اختيار شما مىگذارم ؛ به دليل آنكه ، نه بخيلم ، و نه ترسو و نه دروغگو .