< فهرس الموضوعات > ابن سعد بدست كيسان ابوعمره بأمر مختار بدرك واصل ميشود وسر او را براى مختار ميبرند ، مختار از پسر ابن سعد ميپرسد مشيناسى او را . . . مختار دستور ميدهد سر او را قطع كنند وميفرمايد ابن سعد بجاى امام حسين وحفص پسرش بجاى على بن الحسين . . . < / فهرس الموضوعات > < فهرس الموضوعات > نادره - ابن حجر ابن سعد را عادل ميشمارد و بحيله گناه كشتن امام حسين را از أو دفع ميكند ، البته دينى كه امير المؤمنين وخليفه المسلمين او يزيد است بايد ابن سعد در آن عادل راست گو بشمار آيد < / فهرس الموضوعات > است [1] و در آنجا بجاى فقام سعد فقام رجل آورده ، و تصريح بصباوت وصغر آن سخله كرده كه تازه بدست و پا راه مىرفت ، و مىتوان مراد از او يزيد پدر خولى يا انس پدر سنان باشد ، چه ذى الجوشى پدر شمر اسلام نياورد ، شمر خود در زمان امير المؤمنين از ابطال رجال بشمار مىرفت چنانچه عنقريب مذكور مىشود . بالجملة ابن سعد در روز عاشورا سى و هفت ساله بود ، و در سنه شصت و شش هجرى بدست كيسان ابو عمره به امر مختار كشته شد ، و سر او را در مجلس آوردند نزد پسرش حفص گذاشتند ، مختار پرسيد مىشناسى گفت آرى زندگانى پس از او گوارا نيست ، مختار به فرمود تا سر از وى بگرفتند ، و گفت عمر بجاى حسين وحفص بجاى على بن الحسين ، نه كه اگر سه ربع قريش را بكشم بجاى يك انمله از انامل حسين عليه السلام حساب نشود [2] و نفرين سيد الشهداء كه فرمود " سلط الله عليك من يذبحك في فراشك " مستجاب شد ، چه وى را در خانه خود با كمال امن بنهايت مذلت روانه دركات جحيم كردند . نادرة در ( تقريب ) ابن حجر است چنانچه حكايت كرده اند كه عمر بن سعد بن ابى وقاص المدنى نزيل الكوفه صدوق لكن مقته الناس لكونه اميرا على الجيش الذين قتلوا الحسين من الثانيه ، قتله المختار سنة خمس وستين او بعدها ، ووهم من ذكره في الصحابة ، فقد جزم ابن معين بانه ولد يوم مات عمر بن الخطاب انتهى . از اينجانب بايد تعجب كرد كه ابن سعد را از طبقه تابعين به احسان مىشمارد
[1] احتجاج : 132 و ارشاد : 156 ، بحار الانوار : 44 / 258 . [2] بحار الانوار : 5 / 45 / 379 ط لبنان ، كامل ابن اثير 4 / 242 ط بيروت .