responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي ) نویسنده : الحاج ميرزا أبي الفضل الطهراني    جلد : 1  صفحه : 154


< فهرس الموضوعات > 3 - ده حديث :
< / فهرس الموضوعات > < فهرس الموضوعات > 1 - صحيح بخارى < / فهرس الموضوعات > زن بود ، و پيغمبر صلى الله عليه وآله جد شما است از قبل مادر شما ؟ يعنى صرف اين مطلب كفايت در صحت انتساب نمىكند ، آن حضرت فرمود اگر رسول خدا زنده شدى و دخترت را خطبه كردى آيا تو اجابت مىنمودى ؟ هرون عرض كرد سبحان الله چرا اجابت نكنم بلكه افتخار و مباهات بر عرب و عجم عموما و قريش خصوصا مىكنم ، آن جناب فرمود لكن رسول خدا دختر مرا خطبه نمىكند و من تزويج نمىكنم دختر خود را به او ، عرض كرد چرا ؟ فرمود از جهت آنكه او والد من است ووالد تو نيست ، هارون تصديق نمود و گفت احسنت يا موسى بن جعفر [1] .
اما اخبار وارده از طرق اهل سنت در اينكه حسنين عليهما السلام ابناء رسول اند يا يك نفر از ايشان - چه فرقى در اين جهت ادعاء نشده - يا اولاد اويند آن قدر با قلت بضاعت و كمى اطلاع در كتب معتبره ايشان ديده ام ، كه هر كس انصاف دهد اذعان به تواتر آن كند ، و نه اين مختصر را گنجايش نوشتن آنها است ، و نه اين بنده را مجال ثبت همه آنها از اين جهت به حديثى چند كه به حسب دلالت و سند در غايت اعتبار باشد اقتصار مىشود :
اول - محمد بن اسماعيل البخارى كه كتاب او را اهل سنت اصح الكتاب بعد كتاب الله دانند در ( جامع صحيح ) خود روايت كرده از ابى بكرة قال :
سمعت النبى صلى الله عليه وآله وهو على المنبر والحسن الى جنبه ينظر الى الناس مرة واليه مرة ، ويقول : ابنى هذا سيد ، ولعل الله ان يصلح به بين فئتين من المسلمين [2] .
يعنى ابو بكرة گفت : شنيدم از پيغمبر در حالى كه بر منبر بود وحسن در پهلوى او بود ، گاهى نظر به مردم مىكرد ، و گاهى نظر بسوى او مىكرد ، و مىفرمود اين پسر من سيد است ، يعنى امام واجب الاطاعة است ، و شايد كه خداوند اصلاح



[1] احتجاج طبرسى 2 / 164 .
[2] ج 5 / 32 ط دار مطابع الشعب باب مناقب الحسن والحسين .

154

نام کتاب : شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي ) نویسنده : الحاج ميرزا أبي الفضل الطهراني    جلد : 1  صفحه : 154
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست