نام کتاب : دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) نویسنده : الشيخ محمد حسن المظفر جلد : 1 صفحه : 259
را مىپذيرد ، در موضوع مورد بحث ما نيز بىدخالت نيست ، لازم است كه ما هم همانگونه كه او درباره مذهب خود بيان كرد ، اندكى از مطالب بسيار فراوان را دربارهء مذهب اماميه بيان داريم . پس مىگوييم : هنگامى كه خداوند پيامبر ( ص ) را به رسالت مبعوث كرد ، گروهى از مردم با اختيار و اضطرار از او پيروى كردند . در ميان اصحاب پيامبر ( ص ) مردمانى بودند كه رهبانان و كاهنان ، آنان را از علو مرتبت وصيت شهرتش خبر داده بودند ، اينان براى رسيدن به مطامع دنيايى به جرگه ياران پيامبر ( ص ) پيوستند ، گروهى هم از ترس به وى گرويدند . بسيارى از آنان ، نزد پيامبر اكرم ( ص ) و پسر عمو و وزيرش « على ( ع ) » ، ياراى زبان گشودن نداشتند . آنگاه كه خداوند اراده فرمود كه پيامبر ( ص ) را به نزد خود برد ، آن حضرت ، چنانكه شيوه پيامبران و اهل ولايت است ، به فرمان خداوند به امامت پسر عمويش كه او را برادر و نفس خويش خوانده بود ، وصيت فرمود . چون پيامبر ( ص ) قبض روح شد ، اين مدعيان دروغين فرصت يافتند و اشتغال وصى به تجهيز و تدفين پيكر پيامبر ( ص ) را غنيمت شمرده ، به بيعت با يكى از افراد خود مبادرت ورزيدند . حيله گران مكَّار هم آنان را كمك كردند ، مردمان ساده لوح هم از اينان پيروى نمودند و چنان شد كه خداى متعال در تكذيب آنان فرموده بود : * ( « أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ . . . » ) * [1] و رسول خدا ( ص ) هم اينگونه خبر داده بود : « انهم يرتدون على ادبارهم القهقرى و انه يكون فى هذه الامة مثل ما كان فى بنى اسرائيل حذو النعل بالنعل » . و از آن جمله است مخالفت با برادر پيامبر ( ص ) و ارادهء قتل آن حضرت ( ع ) چنانكه احدى با وصى پيامبر ( ص ) باقى نماند مگر كسانى كه خداوند ، ايمان قلبى آنان را آزموده بود . بدين ترتيب بيشتر مردمان اهل ايمان نيستند ، اگر چه بر ايمان آنان حريص باشيد . چون خلافت به نفع آنان استقرار يافت ، از آنجا كه از رسول خدا ( ص ) شنيده بودند كه پس از آن حضرت ( ص ) كشور قيصر و كسرا را فتح خواهند كرد و از آنجا كه نفس اماره به امارت بر جهان فرمان مىداد ، براى فتح آن كشورها به راه افتادند . كشورها به دست آنان گشوده شد و آنگونه كه هواهاى نفسانى به آنان فرمان مىداد بر آن بلاد فرمانروايى كردند و احكام اسلام را با آراى خويش تغيير دادند و سوّمين آنان چنان از فىء ( اموال عمومى جامعه اسلامى ) به ناحق بهره بردارى كرد كه موجب قتلش گرديد . اگر آنان امر امامت را به صاحبان اصلىاش واگذار مىكردند ، بىشك اسلام و عدالت گسترش