نام کتاب : دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) نویسنده : الشيخ محمد حسن المظفر جلد : 1 صفحه : 186
پيراسته است . پس اگر چه در اصطلاح كذب ناميده نشود ، باز هم اثرى ندارد . از همين پاسخ ، بطلان آن پاسخ وى هم معلوم مىشود كه گفت : كلام خدا در ازل به گذشته ، حال و آينده متصف نمىشود ، زيرا زمان وجود ندارد و تنها از جهت تعلقات پس از حدوث زمان ، بدان متّصف مىشود . زيرا عدم صحت اتصاف آن در ازل به گذشته ، قول خداوند در ازل * ( « إِنَّا أَرْسَلْنا نُوحاً » ) * [1] را ، حكم صادق مطابق با واقع نمىگرداند تا اشكال مرتفع شود . بلكه اين پاسخ فضل اشكال ديگرى را بر آنان آشكار ساخت . و آن عدم صحت اين گفته آنان است كه : كلام نفسى مدلول كلام لفظى است . زيرا ممكن نيست چيزى كه زمان ندارد عين مدلول چيزى باشد كه مقيد به زمان است . مگر اينكه ادعا شود ، منظورش اين است كه كلام نفسى مدلول كلام لفظى ، آن چيزى است كه به تعلَّقات حادث مقيّد شده باشد . پس اشكال شما وارد نيست . امّا اين هم بر اساس مذهب آنان كه به قدم كلام نفسى عقيده دارند ، درست نيست . پوشيده نيست كه در مثل آيهء مباركهء * ( « إِنَّا أَرْسَلْنا نُوحاً » ) * [2] درست نيست كه كلام نفسى در آن از قبيل * ( « وَنُفِخَ فِي الصُّورِ » ) * [3] باشد كه زمان گذشته نيست ولى به منزلهء گذشته است تا كذب مرتفع شود . زيرا تنزيل معنى مستلزم دلالت لفظ بر منزل است و معلوم است كه لفظ آيه * ( « أَرْسَلْنا نُوحاً » ) * [4] دالّ بر ماضى حقيقى است نه ماضى تنزيلى . پاسخ فضل از آيهء * ( « إِنَّما أَمْرُه إِذا أَرادَ شَيْئاً » ) * [5] نيز اشكال دارد . زيرا اين آيه بر حدوث امر تكوينى در آينده از اين جهت كه حامل معنايى است كه از نظر آنان همان كلام نفسى باشد ، دلالت مىكند . زيرا مقصود ، مجرد حدوث لفظ ( كن ) نيست . چرا كه اثر در تكوين فقط از آن خود لفظ نيست بلكه به معناى قائم به نفس مربوط مىشود كه فرع بودن و حدوث شيىء در آينده است . اين تفرع ، ظاهر در حدوث شيىء بعد از انقضاى آن است و منقضى نمىشود مگر حادث . زيرا چيزى كه قديم بودن آن ثابت شده است ، عدم آن ممتنع است .