نام کتاب : دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) نویسنده : الشيخ محمد حسن المظفر جلد : 1 صفحه : 423
حكم مىكند و دعوى اجماع از ما و آنان با اينكه آشكارا بر ما دروغ مىبندد ، چندان غريب نمىنمايد . مطلب پانزدهم : انسان ، افعال خود را اراده مىكند مصنّف - اعلى الله مقامه - مىگويد : اماميه و جميع معتزله معتقدند كه انسان و بلكه هر قادرى مريد افعال خويش است . زيرا قدرت صفتى است كه تخصيص را اقتضا مىكند و خود داعى فعل است . اشاعره در اين باره راه مخالفت در پيش گرفتهاند و اراده را صفت زايد بر انسان دانستهاند . اين عقيده از عجيبترين و غريبترين عقايد است . زيرا اگر فعل از خداوند متعال صادر و مستند به او است و مؤثرى جز خداوند وجود ندارد ، پس چه دليلى بر ثبوت اراده دلالت مىكند و چگونه مىتوان آن را ثابت كرد ؟ ! زيرا طريق اثبات اراده اين است كه همانگونه كه قادر بر فعل قدرت دارد بر ترك هم قادر باشد . پس قدرت صلاحيت ايجاد و ترك را دارد و يكى از دو طرف مقدور به واسطهء امرى غير از قدرت موجود و غير از علم تابع ، به وقوع اختصاص مىيابد . پس مذهبى كه اينان براى خود برگزيدهاند ، اثبات چيزى كه وجود آن از راه ضرورت ثابت شده يعنى قدرت و اراده را بر آنان سد كرده است . پس شايسته است كه عاقل خردمند با خود بدقّت بينديشد كه آيا جايز است كه از كسى پيروى كند كه منكر ضروريات است و وجدانيات را انكار مىكند ؟ ! آيا هيچ خردمندى شك مىكند كه قادر است و اراده مىكند و نيز بين حركات ارادى و حركات جمادى فرق است ؟ ! آيا شرعا جايز است كه انسان عاقل مثل اينان را واسطهء بين خود و و خداى خويش قرار دهد ؟ آيا خواهد توانست در حضور پروردگارش احتجاج كند كه خداوندا ! من از اينان پيروى كردم ؟ ! آيا فكر مىكند كه روز قيامت از او سؤال نخواهد شد كه چرا از كسى پيروى كردى كه بالضروره بطلان عقيده اش را مىدانستى ؟ ! آيا مگر نشنيدى كه در قرآن تقليد مطلقا تحريم شده است ؟ پس امثال اينان چه حالى دارند ؟ چه پاسخى فرداى قيامت نزد پروردگار خود دارند ؟ همانطور كه در قرآن مجيد مىفرمايد : * ( « وَما عَلَيْنا إِلَّا الْبَلاغُ الْمُبِينُ » ) * [1] ، ما جز ابلاغ آشكارا وظيفه اى نداريم . اگر هم در اين كتاب قدرى به درازا سخن گفتيم ، براى اين بود كه گمراه از گمراهى به در آيد و آن كه بر راه راست