آمذى او را زنده در گور كردندى . ] 71 - ر [ .- استعمال " شدن " به جاى " رفتن " ، مانند : من با خانهء خديجه شدم ] 8 - ر [ .- استعمال باى تأكيد بر سر افعال منفى : بشنوند ] 36 - پ [ ، بنگفتى ] 55 - ر [ ." با " به معناى " از " مانند : با سر گرفت / از سر گرفت ] 10 - پ [ .- استعمال گونه اى دوم شخص جمع : اغلب در اين نسخه بمانند نسخهء 556 ( اساس مجلدات 16 و 17 ) فعل دوم شخص جمع به گونه اى به كار رفته كه در ظاهر با دوم شخص مفرد يكى مى نمايد ، مانند : چون گويند اين كافران را كه نماز كنى ( كنيد ) ] 46 - پ [ . وچون گويند ايشان را ركوع كنى ( كنيد ) ] 42 - پ [ .- استعمال ساختها و واژه هاى كهن ولهجه اى : كه در اين نسخه بسيار است واز جمله به موارد زير اشاره مى شود : مى بشخند ] 71 - ر [ ، پيشينيگان ] 313 - ر [ ، پاداشت ] 46 - پ [ ، آبى ترنده ] 47 - ر [ ، اولينان وباز پسينيان ] 46 - پ [ ، فشارنده ] 50 - پ [ ، بوزنگان ] 51 - ر [ ، در رفتمانى ] 8 - ر [ ، دشخوار ] 10 - ر [ - پرهيزكار وارتر ] 8 - پ [ ، پرگست ] 6 - پ [ ، گرازانان ] 51 - ر [ ، بجاردن ] 31 - ر [ ، كه همه را مى توان در واژه نامه ملاحظه كرد .