responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) نویسنده : الملا فتح الله الكاشاني    جلد : 1  صفحه : 93


آن را روشن سازد حقتعالى روشنى آن را فرو نشاند و آن كس را تاريك و بىنور بگذارد و حيران و هراسان در آن بيابان بماند همچنين چون منافقان اظهار كلمه توحيد نمايند و در شب تيره ضلالة از بيم شمشير مسلمانان آتش كلمهء شهادت برافروزند و بدانمقدار روشنى عزيز و ارجمند گردند و با مؤمنان مخالطه و مناكحه و موارثه نمايند و بر انفس و اموال اولاد خود ايمن شوند حقتعالى در وقت موت نور ظاهر ايشان را كه آن اقرار ايمانست تاريك گرداند به جهت ابطان كفر و آن نور امن و راحت را بظلمة خوف و عقوبت مبدل سازد و ايشان در تاريكى سخط و عقوبت بمانند كه اصلا طريق بيرون شدن از آن نبينند پس جمعى كه حال ايشان بر اين وجه است * ( صُمٌّ ) * گرانند به اين معنى كه گوش هوش بر حق نميكنند * ( بُكْمٌ ) * گنگانند به اين اعتبار كه سخن حق نميگويند * ( عُمْيٌ ) * كورانند كه حق را نمىبينند مراد آنست كه حقيقت اين اعضا از ايشان مسلوب نيست بلكه چون دلايل حقه را استماع نميكنند و از روى اعتقاد اعتراف به خدا و رسول نمىكنند و آيات باهره و معجزات ظاهره را منظور نظر نميدارند پس گويا كه قوهء سامعه و باصره و ناطقه ندارند و مخفى نيست كه اين آيه دلالتى تمام دارد بر آنكه ختم و طبع و ازاغهء قلب نه بمعنى حيلوله است ميان ايشان و ميان ايمان تا بواسطة آن قادر نباشند بر ايمان آوردن بلكه مراد از آن اخبار است به آنكه ايشان در اوامر الهيه و حجج بينه و دلايل واضحه تفكر نمىكنند و فهمى كه خدا بايشان كرامت فرموده به جهت عناد و جحود در آيات بينات استعمال نمىكنند * ( فَهُمْ ) * پس ايشان كه به اين مرتبه رسيده‌اند * ( لا يَرْجِعُونَ ) * باز نميگردند از كفر بايمان و از ضلالت نفاق بهدايت ايقان ميل نمىكنند و در انوار كشاف آورده كه چون منافقان سد مسامع خود كرده‌اند از اصاخهء حق و ابا كرده‌اند از آنكه به آن انطاق السنة خود كنند و متبصر شوند بابصار خود بآيات بينه فكان مشاعر ايشان مأوف شده و قواى ايشان منتفى گشته كقوله ( صم اذا سمعوا خيرا ذكرت به و ان ذكرت بسوء عندهم اذنوا اصم عن الشيء الذى لا اريده و اسمع خلق اللَّه حين اريد ) و اطلاق صم و بكم و عمى بر اهل نفاق بر طريقهء تمثيل است نه استعاره زيرا كه شرط استعاره آنست كه ذكر مستعار له در او مطوى باشد بوجهى كه ممكن باشد حمل كلام بمستعار منه اگر قرينه نباشد كقوله زهير ( لدى اسد شاكى السلاح مقذف له لبد اظفارها لم تقلم ) و اينجا اگر چه ذكر مستعار له مطويست به جهت حذف مبتدا لكن در حكم منطوق به است و نظير اينست ( اسد على و فى الحروب نعامة ) و اين در صورتيست كه ضمير بنورهم راجع بمنافقان باشد بنا بر آنكه آيه فذلكه و تتمه تمثيل باشد و اگر راجع بمستوقدين باشد پس صم و بكم و عمى بر حقيقت خود خواهد بود و

نام کتاب : تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) نویسنده : الملا فتح الله الكاشاني    جلد : 1  صفحه : 93
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست