آلود متوجه آن شده بتضرع و زارى و ناله و بىقرارى مشغول ميشدند و بسبب آن بنوازش آمرزش مشرف ميگشتند حقتعالى خطاب بملائكه كرد كه اين از جملهء آن مصالح و حكم است كه من در خلق آدم ميدانستم و شما به آن راه نميبرديد و بدانكه اين آيه دلالت تمام مىكند بر آنكه او سبحانه فعل قبيح نميكند زيرا كه اگر موجه ميبود كه مطلق اشياء از او صادر شود خواه حسن و خواه قبيح ايراد كلام * ( إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ ) * بيوجه ميبود چه مراد از انى اعلم علمست بمصالح پس او مرتكب فعل اصلح شود نه غير آن القصه حق سبحانه بعد از جواب انى اعلم از اجزاى مختلفه زمين قبضه خاك را قبض كرد و آن را به آب مخلوط و ممزوج ساخت به اين وجه كه ملك السحابرا امر فرمود تا چهل روز قطعهء سحاب را بر سر آن بداشت و چنان تعيين نمود كه در اين چهل روز بر آن خاك ببارد و به هيچ نوع سايه از آن بر ندارد تا آنكه آن خاك گل شد و چسبان گشت و بسر حد استعداد صورة رسيد بعد از آن او سبحانه آن را بصورة انسانى مصور ساخت و در او نفخ روح فرمود و به جهت آنكه متصف گشته بود بأدمه كه بمعنى گندم گونست او را بادم نام نهاد و خليفهء زمين گردانيد * ( وَعَلَّمَ آدَمَ ) * و بياموخت آدم را به اين وجه كه ملهم ساخت او را * ( الأَسْماءَ كُلَّها ) * نامهاى جميع مخلوقات را از علويات و سفليات و از ابن عباس و مجاهد و سعيد بن جبير و اكثر مفسرين متأخرين مرويست كه حق سبحانه تعليم آدم كرد جميع اسماى موجوداترا حتى القصعة و القصيعة و جميع صناعات و عمارت ارضين و اطعمه و ادويه و استخراج معادن و غرس اشجار و منافع آن و جميع آنچه متعلق است بمصالح و منافع دين و دنيا و قتاده بر آنست كه مراد معانى اسماء است زيرا كه اسماء بدون معانى فايده بر آن مترتب نميشود و منشأ فضيلت آدم نمىگردد و على بن عيسى و ابو على جبائى گفتهاند كه مراد آنست كه او سبحانه تعليم آدم فرمود جميع اسماء اشيايى كه آفريده بود و آنچه نيافريده با جميع لغات مختلفه كه ذريه او بعد از وى به آن تكلم كردهاند و بعد از آن اولاد او از او اخذ لغات كردند و چون متفرق شدند هر فرقه متكلم شدند بلسانى كه معتاد شده بودند به آن و ما بقى را فراموش كردند و از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام روايتست كه مراد جميع اسماء ارضين است و جبال و شعاب و اوديه و بعد از آن اشارة ببساطى كرد كه در زيرا و بود و فرمود كه آدم به اين بساط نيز عالم بود و از ربيع منقولست كه مراد اسماى جميع ملائكه است و اسماى ذريهء خودش و گفتهاند خداى تعالى تعليم آدم كرد همهء القاب أشياء را و معانى و خواص هر يكى را و نزد بعضى او سبحانه تعليم لغت عرب نكرد به او زيرا كه اول كسى كه به اين لغت متكلم شد اسماعيل عليه السّلام بود و در آثار آمده كه حق سبحانه كلام را معجزه سه پيغمبر گردانيد آدم و اسماعيل و خاتم الانبياء عليهم السلام و در كيفيت تعليم علما را اختلافست بعضى گفتهاند كه حق سبحانه معرفت همهء اسما را در دل آدم بوديعة نهاد و بعد از آن فتق لسان او فرمود تا به آن تكلم نمود و اين را معجزهء او ساخت و برخى ديگر بر آنند كه آدم
