responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) نویسنده : الملا فتح الله الكاشاني    جلد : 1  صفحه : 135


و مخمول و مجهول بوديد و شما را مشهور و معروف گردانيد و اگر چه اين دو وجه اخير مليح است اما تا كلام را بر حقيقت خود حمل توان كرد جايز نيست كه بمعنى مجاز صرف كنند و حياة در قوهء حساسه و آنچه مقتضى آنست بر سبيل حقيقة است و به اين قوه حيوان را حيوان ميگويند و مجاز است در قوة ناميه زيرا كه از طلايع و مقدمات حياة است و موت بازاى آنست و مقابل هر يك از مرتبه حياة قال اللَّه تعالى قُلِ اللَّه يُحْيِيكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ و قال اعْلَمُوا أَنَّ اللَّه يُحْيِ الأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها و قال أَ وَمَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناه وَجَعَلْنا لَه نُوراً يَمْشِي بِه فِي النَّاسِ و هر گاه حقتعالى بحياة موصوف شود مراد به آن صحة اتصاف او است بعلم و قدرت كه لازم قوه حساسه است كه در ماست يا معنى است قائم بذات او كه مقتضى اتصاف او است بعلم و قدرت و اين بر سبيل استعاره است و بايد دانست كه احيا در قبر براى سؤال منكر و نكير مجمع عليه است و هيچكس از اهل ملت اسلام در آن نزاع ندارند و سؤال ايشان در وقتى است كه ميت را در قبر نهند و قبر را بپوشانند و در خبر آمده كه ميت آواز نعلين مردمان كه از سر قبر او مىگذرند ميشنود و به صحت پيوسته كه چون فاطمهء بنت اسد رض فوت شد حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله بنفس نفيس خود بتجهيز او قيام نمود و رداى مبارك خود را كفن او كرد و پيش از آنكه او را در قبر نهند در قبر او بخفت و چون تسويه قبر او كردند بر سر قبر او بنشست و زمانى گوش بر قبر داشت و بعد از آن گفت ابنك ابنك ابنك و چون مراجعه فرمود صحابه گفتند با هيچكس اين مقدار ترحم و تلطف نفرمودى كه با اين زن كردى فرمود او را بر من حق تربيت مادرانه بود رداى خود را كفن او كردم بجهة حرمت و كرامت او در قبر او خسبيدم تا از هوام به او مضرتى نرسد گفتند يا رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله اين لفظ را كه سه بار تكرار فرمودى چه معنى داشت فرمود چون قبر را بر او مسدود ساختند منكر و نكير آمدند و او را گفتند ( من ربك ) گفت ( اللَّه ربى ) گفتند ( من نبيك ) جواب داد كه ( محمد نبيى ) گفتند ( من امامك ) فرو ماند من تلقين او كردم كه پسر تست پسر تست پسر تست بعد از استماع اين قول او را به حال خود گذاشتند و برفتند و از اينجاست كه سنتست در تلقين كه سه بار بگويند ( على امامى ) و در آثار آمده كه چون بنده را در قبر نهند حق تعالى اعادهء حياة به او كند تا به سينه و همهء حواس را به او دهد و بعد از آن منكر و نكير او را از خدا و رسول صلَّى اللَّه عليه و آله و ائمه عليه السّلام سؤال كنند اگر از عهدهء اين سؤال بيرون آيد او را گويند ( نم نومة العروس ) بخواب هم چه خوابيدن عروسان در خوابگاه ناز آن گاه فرشته پر بزند تا گور بر او فراخ شود و درى از بهشت در گشايند تا نسيم بهشت بر او آيد و اگر از جواب ايشان عاجز شود مقمعهء از آتش بر او زنند و همهء گور او پر از آتش شود و درى از دوزخ بر قبر او بگشايند و مصداق اينست كه حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود كه ( القبر روضة من رياض الجنة او حفرة من حفر النيران ) و بدانكه آيهء مذكوره دلالتى تمام دارد بر

نام کتاب : تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) نویسنده : الملا فتح الله الكاشاني    جلد : 1  صفحه : 135
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست