responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) نویسنده : الملا فتح الله الكاشاني    جلد : 1  صفحه : 124


منافقين كرد به حال مستوقدين و اصحاب صيب و عبادت اصنام را در وهن و ضعف ببيت عنكبوت و خست قدر آنها را بذباب گفتند كه ( اللَّه اعلى و اجل من ان يضرب الامثال او يذكر الذباب و العنكبوت ) محض عناد و جحود باشد و عين جهل و غباوت و نيز چون حقتعالى ارشاد مردمان نمود به آنچه دلالت مىكند بر آنكه اين متحدى به وحى منزل است و مترتب ساخت بر آن وعيد آن كسى كه به آن نگرويد و وعد بر آن كسى كه به آن ايمان آورد بعد از ظهور امر آن نيز شروع فرمود در جواب آنچه به آن طعن مىكردند در قرآن و گفت ان اللَّه لا يستحيى بدرستى كه خدا شرم نميكند يعنى ترك نمينمايد ضرب المثل را ببعوضة و مانند آن از اشياء حقيره مثل ترك كسى كه حيا داشته باشد از آنكه تمثيل ببعوضة و مثال آن كند به جهت حقارت آن و حيا انقباض نفس است از قبيح به جهت مخافت ذم و اينحالت متوسطه است ميان وقاحت كه جرئتست بر قبايح و عدم مبالات به آن و خجل كه انحصار نفس است از مطلق فعل و اشتقاق آن از حياتست چه آن انكساريست كه عارض قوة حيوانية مىشود آن را از افعال باز ميدارد فقيل حين الرجل كما قيل نسى وحشى اذا اعتلت نساه و حشاه و چون بارى تعالى به آن موصوف شود هم چنان كه در اين آيه و در حديث نبوى صلَّى اللَّه عليه و آله كه ان اللَّه يستحيى من ذى الشيبة المسلم ان يعذبه و ان اللَّه حى كريم يستحيى اذا رفع العبد يديه اليه ان يردهما صفرا حتى يضع فيهما خيرا مراد به آن ترك است كه لازم انقباض است هم چنان كه مراد از رحمت و غضب او اصابهء معروف و مكروه است كه لازم معنى است كه رحمت و غضب موضوعند براى آن و عدول باستحيا از ترك جهت آنست كه استحيا متضمن تمثيل و مبالغه است زيرا كه استحيا امريست محسوس كه آن انقباض و انكسار نفس است بخلاف ترك كه آن امر معنوى است و محتمل است كه وقوع لفظ ( يستحيى ) در آيه بنا بر مقابلهء آن باشد به آنچه واقع شده در كلام كفره كه ميگفتند اما يستحيى رب محمد ان يضرب المثل بالذباب و البعوضة پس حقتعالى در جواب فرمود كه ان اللَّه لا يستحيى و بعضى گفته‌اند كه استحياء را مر قبيحست كه فاعل آن را در آن عيب كنند و چون حقتعالى از فعل قبيح منزه است پس معنى آنست كه ضرب المثل كه از او واقع مىشود قبيح نيست تا موجب استحيا باشد و نزد بعضى ديگر * ( لا يَسْتَحْيِي ) * بمعنى لا يخشى است يعنى خداى تعالى نميترسد از مردمان تا به جهت آن ترك ضرب المثل كند و استحيا بمعنى خشيت آمده كقوله وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّه أَحَقُّ أَنْ تَخْشاه اى تستحيى الناس و اللَّه احق ان تستحياه پس تواند بود كه اينجا بمعنى خشيت باشد و ضرب مثل بمعنى اعتمال و صناعت آنست ماخوذ از ضرب اللبن و ضرب الخاتم و في الحديث اضطراب رسول اللَّه خاتمان من ذهب و اصل آن واقع شدن شيء است بر ديگرى و آن با صلهء آن مخفوض است محلا نزد خليل باضمار من و منصوب المحل است با فضاى فعل به آن بعد از حذف خافض نزد سيبويه و ما ابهاميه است كه ابهام و شياع را زياد مىكند

نام کتاب : تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) نویسنده : الملا فتح الله الكاشاني    جلد : 1  صفحه : 124
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست