responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) نویسنده : الملا فتح الله الكاشاني    جلد : 1  صفحه : 119


بشنيد ملزم شد و به آن اعتراف نمود انس ابن مالك نيز روايت كرده كه آن جويها بر روى زمين گذرند نه در حفيره و از يك جانب آن مرواريد باشد و جانب ديگر ياقوت و گل آن مشك اذفر باشد و مجاهد روايت كرده كه زمين بهشت از سيم باشد و خاكش مشك بود و اصل درختانش از زر و شاخهاى آن از لؤلؤ و زبرجد و ياقوت و اهل بهشت اگر ايستاده باشند دست ايشان بميوه رسد و اگر نشسته باشند شاخ درخت سر فرود آرد تا ميوه بچينند كقوله تعالى وَذُلِّلَتْ قُطُوفُها تَذْلِيلًا و ايشان بر غرفها بر آمده و نظارهء اشجار و انهار كنند و از ميوهء بهشت تناول نمايند * ( كُلَّما رُزِقُوا ) * هر گاه روزى داده شوند * ( مِنْها ) * از آن بوستانها * ( مِنْ ثَمَرَةٍ ) * بعضى از ميوهء درختان آن * ( رِزْقاً ) * روزى ساخته و آماده را * ( قالُوا ) * گويند با يكديگر * ( هذَا ) * اين نوع ميوه * ( الَّذِي رُزِقْنا ) * آن نوع ميوه هائيست كه روزى داده شده بوديم * ( مِنْ قَبْلُ ) * پيش از اين زمان يعنى در دنيا مراد آنست كه همين در صورت مثل ثمرهء دنيا باشد چه در طعم و لذت بمراتب از آن در پيش خواهد بود بدانكه * ( كُلَّما رُزِقُوا ) * صفت ثانيهء جناتست يا خبر مبتداى محذوف اى ( هم كلما رزقوا ) يا جملهء مستانفه گوئيا كه چون گفته شد كه مر اهل ايمان را است بهشتهاى پر از اشجار و انهار در قلب سامع خلجان كرده كه آيا ميوه هاى آن مثل ميوه هاى دنيا باشد يا از جنس ديگر پس به جهت ازاحهء اين خلجان فرموده كه * ( كُلَّما رُزِقُوا ) * الخ و نصب كلما بر ظرفية است و رزقا مفعول به است و من اولى و ثانيه از براى ابتداست و هر دو در موقع حالند و اصل كلام اينست كه ( كل حين رزقوا مرزوق مبتدء من الجنات مبتدء من ثمرة ) يعنى رزق مقيد است به آنكه ابتداء شده است از جنات و ابتدا از جنات بابتداى آنست از ثمره پس صاحب حال اولى رزقا است و صاحب حال ثانيه ضمير آن كه مستكن است در حالى اولى و احتمال دارد كه من ثانيه از براى بيان باشد كه مقدم باشد بر مبين كما فى قولك ( رايت منك اسد ) پس تقدير اين باشد كه ( كلما رزقوا من الجنات رزقا هو من ثمرة ) و هذا اشاره است بنوع آنچه مرزوق مىشود كقولك ( مشير الى نهر جار هذا الماء لا ينقطع فانك لا تعنى به العين المشاهد ) منه ( بل النوع المعلوم المستمر بتعاقب جريانه و إن كانت الاشارة الى عينه ) پس معنى آنست كه ( هذا مثل الذى رزقنا ) لكن چون شباهت ميان ثمرهء دنيا و ثمرهء آخرت استحكام يافته ثمرهء آخر ترا ذات ثمرهء دنيا گردانيد بحمل هو هو و تصوير ثمر جنة به صورت ثمر دنيا به جهت آنست كه تا نفس در اول امر ميل به آن كند چه طباع مايلند بمالوف و متنفر از غير آن پس هر گاه در بهشت مثل آن بينند مايل آن شوند و آن را برغبت تمام اخذ كنند و تناول نمايند و ديگر آنكه تا مبين شود او را مزيت آن و كنه نعمتى كه در او است بر او ظاهر شود زيرا كه اگر از جنس غير معهود باشد به آن التفات نخواهد كرد به جهت مظنه اينكه از آن

نام کتاب : تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) نویسنده : الملا فتح الله الكاشاني    جلد : 1  صفحه : 119
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست