متعدى بيك مفعول است كقوله تعالى وَجَعَلَ الظُّلُماتِ وَالنُّورَ سيم بمعنى صير و اين متعدى به دو مفعول است كقوله * ( جَعَلَ لَكُمُ الأَرْضَ فِراشاً ) * و تصيير بفعل مىباشد و بقول و به عقد فعلى مانند ( جعلت الفضة خاتما ) و قولى مثل ( جعلت زيدا اميرا ) و اعتقادى چون ( جعلت زيدا عالما ) و معنى تصيير ارض را فراش آنست كه بعضى از جوانب آن را از ميان آب بيرون آورده و ظاهر ساخته با آنكه آب بحسب طبع محيط همه آن بود و آن را متوسط گردانيده ميانه صلابة و لطافة تا آنكه مهيا و مستعد شده براى نشستن و خواب كردن بندگان بر آن مانند فراش مبسوط و اين مستدعى آن نيست كه زمين مسطح باشد زيرا كه كرويه شكل آن باعظم حجم و اتساع جرم آن ابا ندارد از افتراش بر آن و سما عبارتست از قبهء مضروبه و آن اسم جنس است كه بر واحد و متعدد صادق ميآيد مانند دينار و درهم و نزد بعضى جمع سمائة است و بناء مصدر است كه مبنى به آن تسميه يافته است خواه بيت باشد يا قبه يا خيمه و منه ( نبى على امرأته ) زيرا كه عرب هر گاه متزوج مىشود بزنى ضرب خيمهء جديد مىكند بر او و در خبر است كه چون حقتعالى ارادهء آن فرمود كه آسمان و زمين را بيافريند جوهرى سبز خلق فرمود مقابل هفت آسمان و هفت زمين و بعد از آن به نظر هيبة در آن نگريست آن جوهر آبى لرزان شد و بخارى و كفى از تموج و اضطراب آن پديد آمد هفت طبقه آسمان را از بخار آن بيافريد و هفت طبقهء زمين را از آن كف ايجاد نمود كه عرض آن به مقدار ارض مكه بود و بعد از آن آن را از تحت مكه بيرون آورد و در اقطار عالم منتشر ساخت و نعم ما قيل فيه كفيرا منبسط سازد كه آن فرشى است بس زيبا بخارى را بر افروزد كه اين سقفى است بس و الا جلت عظمته و قدرته و در آثار آمده كه ثخن هر طبقه از طبقات آسمان و زمين مقدار پانصد ساله راهست و ما بين تا طبقه تا طبقه بر همين مقدار و بعد از خلق آسمانها حملهء عرش را ايجاد فرمود و طبقات آسمان را بر دوش ايشان نهاد و فرشتهء ديگر را بيافريد و باوامر كرد تا دستها بگسترد از مشرق تا مغرب و زمين را برداشت اما قدم او بر جايى قرار نمىگرفت گاوى را آفريد كه او را چهل هزار شاخ و چهل هزار دست و پايست و آن فرشته را فرمود تا پاى بر سنام آن گاو نهاد قرار گرفت شاخهاى آن گاو از اقطار زمين تا زير عرش برآمده و دهن او در دريا است روزى يك بار نفس ميكشد مد و جزر و زيادتى و كمى آب دريا از آنست و چون قوائم كار قرار نميگرفت سنگى را خلق كرد مقابل هفت آسمان و زمين و آن را مستقر قوائم گاو گردانيد وَما تَحْتَ الثَّرى كه در سورهء طه مذكور است اشاره به اين سنگست و بعد از آن ماهى بيافريد و مقر آن سنگ ساخت نون و القلم اشاره به اينماهيست و بعد از آن ماهى را بر بالاى آب بداشت و ابر را بر بالاى باد و باد را بقدرت او سبحانه عظمت قدرته و حكمته و بعد از آن زمين مانند كشتى بر سر آب متحرك و مضطرب بود كوه ها را در ميان زمين بيافريد و كوه قاف كه از زمرد سبز است محيط جميع
