تشبيه آن فرمود ببرق كه بسبب كثرة لمعان نزديك باشد كه ديدهاى اصحاب صيب را بربايد و غالب شود بر نور آن و هر گاه كه برق كثرت غنايم و ظفر درخشان ميشد مسارعت مينمودند به آن و دين اسلام را ميپسنديدند و وقتى كه شدتى و محنتى بمؤمنان ميرسيد متحير ميشدند و توقف ميكردند حق تعالى آن حالت ايشان را مشبه ساخت به حال اهل باران كه چون برق لامع مىشود شروع در رفتن مينمايند و چون لمعان او بر طرف شود توقف كنند و بعد از آن فرمود كه هم چنان كه خداى تعالى قادر است بر اذهاب سمع و بصر اصحاب باران برعد و برق همچنين قادر است بر آن كه سمع و بصر منافقان را بسبب كفر و نفاق ايشان ببرد چه آنكه قوت سامعه را در استماع آيات بينه و قوت باصره را در ديدن معجزات ظاهره استعمال نميكنند پس مستحق و سزاوار اين عقوبت باشند از عبد اللَّه عباس روايت است كه مراد به اين آيه آن منافقانند كه اول يهود بودند و چون فتح بدر روى نمود شاد شدند و گفتند اين محمد ( ص ) آن محمد ( ص ) است كه مانعت و صفت او را در تورية خواندهايم و دانستهايم كه پيغمبر ( ص ) آخر الزمانست ( ص ) و چون در احد شكست بر مسلمانان واقع شد به جهت عدم ثبات و خلاف امر پيغمبر ( ص ) مرتد شدند و برگشتند و از صادق عليه السّلام روايتست كه رسول ( ص ) فرمود كه اى على مؤمن را سه علامت باشد نماز و روزه و زكات و منافق را سه صفت كذب در قول و خلف در وعده و خيانت در امانت عبد اللَّه عباس گفت كه اين حديث مخصوص است بمنافقى كه در عهد رسول ( ص ) متصف به اين سه صفت بود در روايتى ديگر آمد كه پيغمبر ص فرمود كه اينكه گفتم منافق را سه خصلت است از حيثيت آنست كه حق تعالى دربارهء ايشان فرموده كه وَاللَّه يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنافِقِينَ لَكاذِبُونَ و در خلف عهد ايشان گفته وَمِنْهُمْ مَنْ عاهَدَ اللَّه لَئِنْ آتانا مِنْ فَضْلِه لَنَصَّدَّقَنَّ وَلَنَكُونَنَّ مِنَ الصَّالِحِينَ فَلَمَّا آتاهُمْ مِنْ فَضْلِه بَخِلُوا بِه و مراد بخيانت ايشان ترك غسل جنابت است و أمير المؤمنين عليه السّلام فرمود كه ايمان علامتيست سفيد بر دل چندان كه ايمان مىافزايد آن سفيدى ميافزايد و نفاق علامتيست سياه بر دل چندان كه نفاق ميافزايد سياهى زياده مىشود به خدا كه اگر دل مؤمن را بشكافند سفيد يابند و اگر دل منافق را بشكافند سياه يابند حاتم اصم گفته كه مؤمن از همه كس آيس بود مگر از خدا و منافق به همه كس اميد دارد مگر از خدا حاصل كه اين سيزده آيه مذكوره در شأن منافقانست و بعد از تعداد فرق مكلفان و ذكر خواص و مصارف امور ايشان بر طريق التفات از غيبت بخطاب كه مستلزم هر سامع است و تنشيط او و اهتمام بامر عبادت و تفخيم شأن آن و جبر كلفت عبادت بلذت مخاطبه جميع مكلفان را على العموم بر وجه خطاب بعبادت و اعتراف بنعمت خود دعوت ميفرمايد و ميگويد كه * ( يا أَيُّهَا النَّاسُ ) * اى گروه آدميان * ( اعْبُدُوا ) * بندگى كنيد و پرستش نمائيد * ( رَبَّكُمُ ) * پروردگار خود را كه مستحق عبادت
