نام کتاب : صلة تاريخ الطبري ( دنباله تاريخ طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : عريب بن سعد القرطبي جلد : 1 صفحه : 6946
خويش رفت كه در رقهء شماسيه بود . به دو خبر رسيد كه ياقوت و پسرش دستور يافتهاند آهنگ وى كنند و او را بكشند . پس مونس پيادگان مصافى را سوى خويش جلب كرد كه در شماسيه به دو پيوستند و با وى شدند ، پس از آن ياران ، باقيماندهء مقرريهاى خويش را از پسر ياقوت مطالبه كردند كه تهديدشان كرد و همگيشان به مونس پيوستند . پيش از آن خيمه هاى خويش را كه اطراف خانهء خليفه بود با شمشير دريدند . كار مونس نيرو گرفت و در اردوگاه وى نزديك شش هزار سوار و هفت هزار پياده فراهم شد . پسر ياقوت به اسلحه فروشان دستور داد كه به آنها سلاح نفروشند ، مونس سرداران خويش را سوى اسلحه فروشان فرستاد و تهديدشان كرد كه مبادا كسى از ياران وى را از خريد سلاحى كه مىخواهد باز دارند . يلبق و بشر و اصطفن و ابن طبرى مال بسيار براى مونس بردند و به دو گفتند : « اين مال را با تو به دست آوردهايم و اينك وقتى است كه بدان نياز دارى و نياز داريم . » مونس آنها را سپاس گفت و مال را ميان ياران خود و كسانى كه به آهنگ وى مىآمدند پخش كرد . وقتى كار مونس نيرو گرفت و سپاه به دو پيوست سليمان بن حسن وزير و على بن - عيسى و شفيع و مفلح برنشستند و سوى وى رفتند و چون به خيمه گاه مونس به در شماسيه رسيدند طرفداران مونس بر آنها بشوريدند به چهرهء اسبانشان زدند و آنها را بگرفتند ، اطرافيان مونس چنان وانمودند كه مىخواهند آنها را بكشند كه از جانهاى خويش نگران شدند . آن روز بداشته بودند ، خبر به مقتدر رسيد و او را آشفته كرد و ميانشان توافق شد كه ياقوت و دو پسرش را از بغداد برون كنند . خليفه كس به نزد ياقوت و پسرانش فرستاد كه به هر كجا مىخواهيد برويد كه در تاريكى صبحدم به روز چهارشنبه هشت روز رفته از همين ماه برون شدند ، با همهء اطرافيان از راه آب ، با چهل و چند كشتى كه مال و سلاح و زين و شمشير و كمربند و چيزهاى ديگر بار داشت ، با هشت كشتى ديگر . پس از آن مونس ، على بن عيسى را با ديگر كسانى كه با وى بداشته بود رها كرد .
6946
نام کتاب : صلة تاريخ الطبري ( دنباله تاريخ طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : عريب بن سعد القرطبي جلد : 1 صفحه : 6946