نام کتاب : صلة تاريخ الطبري ( دنباله تاريخ طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : عريب بن سعد القرطبي جلد : 1 صفحه : 6908
دبير گفت : « به دو بگوى قسم به حقى كه بر تو دارم كه از من پيشواز نكنى و خانهء سلطان را رها نكنى كه مرا بر تو تكلفى نيست ، اگر ناچار پيشواز خواهى كرد ، همان نزديك باشد . » و نصر در بازار يكشنبه از او پيشواز كرد . ورود مونس در آغاز سال سيزدهم بود كه خبر وى در جاى خود بيايد ان شاء الله . در ذى قعدهء اين سال مردم بسيار از خراسانيان به مدينه السلام رسيدند ( 107 به آهنگ حج و با اسب و سلاح آماده شدند ، سلطان كاروان نخست را با جعفر بن ورقاء فرستاد كه در آن وقت امير كوفه بود . خبر قرمطى و حركت وى به انتظار كاروانها به جعفر رسيد و مردم را گفت كه درنگ كنند و بمانند تا حقيقت اخبار را بداند ، جعفر با ياران خويش و حج گزاران سبكرو و تندرو از پيش برفت و چون نزديك زباله رسد مردم از پى وى رسيدند و با دستور وى مخالفت كردند ، ياران جنابى را يافتند كه مقيم بودند و در انتظار رسيدن كاروانها ، نگذاشته بودند كسى از آنها بگذرد كه خبرى از آنها ببرد ، وقتى جعفر را بديدند زد و خورد با وى آغاز كردند ، سپس شب ميانشان حايل شد ، ابن ورقاء خويشتن را نجات داد و بسيار كس از آنها كه همراه وى بودند كشته شدند ، حج گزاران تندرو شترها و محملهاى خويش را رها كردند و به فرار سوى كوفه بازگشتند . قرمطى تعقيبشان كرد ، جنى صفوانى و ثمل طرسوسى و طريف سبكرى در كوفه بودند كه فراهم آمدند ، بنى شيبان نيز به نزد آنها فراهم شدند و شبانگاهى با قرمطى نبرد كردند و مقابل وى ثبات كردند و از وى انتقام گرفتند ، اما صبحگاهان زود وقت به آنها حمله برد و هزيمتشان كرد ، جنى صفوانى را اسير كرد و جمعى از سپاهيان را بكشت و بقيه سوى بغداد فرارى شدند . قرمطيان در كوفه بماندند و بيشتر چيزهايى را كه در بازارها بود گرفتند و درهاى آهنينى را كه در كوفه بود بكندند . آنگاه قرمطى سوى بحرين رفت . در اين سال از عراق حج نشد اما حج مردم مصر و شام انجام شد كه على بن
6908
نام کتاب : صلة تاريخ الطبري ( دنباله تاريخ طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : عريب بن سعد القرطبي جلد : 1 صفحه : 6908