نام کتاب : صلة تاريخ الطبري ( دنباله تاريخ طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : عريب بن سعد القرطبي جلد : 1 صفحه : 6856
« اگر مرگ بيايد از آن باك ندارم « و در قيد تأسف و حسرت نمىمانم . « اميدوارم كه به وقت بازگشت درود شنوم « چنان كه روزى رحمان ، يونس را « درود گفت . « و پيش روى مردمان « پاداشى در خور لطف وى بيابم « و سپاسگزار وى باشم . » در اين سال ام موسى پيشكار برنشست با هديه اى كه مقتدر گفته بود فراهم كنند و از جانب دختران غريب دايى به شوهرانشان ، پسران بدر حمامى دهند ، با موكبى بزرگ ، ( 73 كه گروهى سوار و پياده در آن بود ، دوازده اسب با زين و لگام پيش روى او مىكشيدند ، شش اسب زيور طلا داشت ، شش اسب زيور نقره ، با هر اسبى خادمى بود كه كمر بند طلا داشت ، با شمشيرى كه حمايل طلا داشت ، با چهل تخته جامهء گرانقدر و صد هزار دينار مسكوك بى نقش ، اين همه هديهء آن زنان به شوهرانشان بود . در اين سال ، ابو القاسم پسر بسطام از مصر به بغداد آمد ، كه به دو نوشته بودند بيايد كه على بن عيسى براى وى مخمصه اى فراهم آورده بود و مىخواست او را به مطالبه بكشد ، وقتى بيامد هديه اى گرانقدر با مالهاى گزاف به خليفه و بانو داد كه مطالبهء على بن عيسى را از او برداشتند ، با حامد وزير خلوت كرد كه به دو توجه كرد و اين سبب شكرآب ميان حامد وزير و على بن عيسى شد و ميانشان مشاجره اى رفت كه به زشتگويى و دشنام كشيد و اين ، حامد وزير را برانگيخت كه در مورد كارها كه به عهدهء على و احمد ، پسران عيسى بود براى خليفه مالهاى سنگين تعهد كند كه اين از وى پذيرفته شد و حامد ، عبيد الله بن حسن را بر آن گماشت ، پس از آن خبر خيانتى از عبيد الله به دو رسيد كه وى را آشفته كرد . پس از آن
6856
نام کتاب : صلة تاريخ الطبري ( دنباله تاريخ طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : عريب بن سعد القرطبي جلد : 1 صفحه : 6856