responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تاريخ قم ( فارسي ) نویسنده : حسن بن محمد بن حسن قمى    جلد : 1  صفحه : 64


خزادجرد نيز بر زمين براوستان بنا كرده‌اند و بعضى ديگر گويند كه نام اين ديه در قديم انبارستان بوده است زيرا كه انبارهاى عجم بدين ديه بوده است و براوستان آن پشتهء بزرگست بنزديك براوستان اهل آن ناحيت آن را به فارسى ابرئجان نام كردند يعنى پشته اهل براوستان و روايت كنند كه براوستان آنجا بوده است كه اليوم پشتهء است و اهل براوستان مردمان بد و شرير بوده‌اند و ايشان را غلَّه بسيار بوده است و از فروختن آن منع كرده‌اند و در قحط سالها و تنگ سالها تا غايت كه مردم از بىقوتى بجان رسيده‌اند و هر گاه كه اهل براوستان غله فروخته‌اند اول آن غله را بر تابها و قزغانها [1] بريان كرده‌اند و بعد از آن بفروخته‌اند تا نبايد كه غلهء كه از ايشان بخرند زراعت نمايند و غله بسيار گردد و نرخ غله كم شود و قحط سالى بفراخ سالى مبدل شود ايشان غله را بريان ميكردند تا چون ازيشان بخرند و زراعت نمايند رسته نگردد و غلهء ايشان بروايى [2] فروخته شود حقّ سبحانه و تعالى ديه براوستان را و مردم آن را به زمين فرو برد و سراى و موضع ايشان را زير و زبر گردانيد تا غايت كه نشيب آن را بلند گردانيد و بلند آن را نشيب و نگونسار كرد و گويند كه در بعضى از اوقات ظرفها و آبدانها و خمها بدين ديه يافتند و مقلوب و سرنگون پس بعوض آن ديه براوستان بنا نهادند و گويند كه در براوستان كنيزكى بوده است صالحه از آن يكى از وجوه اهل براوستان آن غله كه خواجهء او به دو دادى كه بريان كند و بفروشد آن كنيزك صالحه بعضى از آن بريان كرده و بعضى ديگر بريان ناكرده با آن آميخته كردى و بفروختى و تقرب درين بخداى عز و جل كردى تا چون مردم آن را بخرند و زراعت نمايند و بدان منتفع شوند آن كنيزك صالحه را بروز قيامت ثوابى و اجرى عظيم باشد آن غله كه از آن كنيزك ميخريدند و صحيح و بريان ناكرده را از بريان كرده جدا ميكردند و زراعت مينمودند و آن كنيزك را بدعاء خير ياد ميداشتند پس چون حق سبحانه و تعالى خواست كه آن ديه را با اهلش به زمين فرو برد بدان كنيزك ندا كردند كه اى كنيزك صالحه ازين ضيعه بيرون رو كه خشم خداى نصيب ايشانست و نظر باز پس مكن پس چون آن كنيزك از ديه بيرون آمد باز پس نگريست در حال



[1] - در برهان قاطع قزقان ضبط شده بمعنى ديگ و پاتيل بزرگ و تاب بمعنى آهن تافته است ،
[2] - روا بر وزن هوا بمعنى رواج است ،

64

نام کتاب : تاريخ قم ( فارسي ) نویسنده : حسن بن محمد بن حسن قمى    جلد : 1  صفحه : 64
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست