و او را چهل و يك فرزند بوده است و عدد فرزندان شش كس ازيشان بسه هزار و ششصد وجود برسيدهاند از آن جمله از نسل ابو بكر و اليسع و عمران و آدم اولاد عبد الله بن سعد دو هزار و چهار صد وجود بودهاند و از فرزندان برادرش احوص [1] سعد از دو وجود ملك بن احوص و احوص يك هزار و دويست شخص پيدا شدهاند و قصهء ايشان مخالف بيان [2] وزر است كه فرمودهاند چون دولت روى بشخصى آرد فرزندان او اندك باشد و اسباب و تجمل و زينت بسيار و چون دولت پشت بر كند قصه بر عكس افتد فرزندان بسيار شوند و مال و تجمل اندك و حال آنك اين معنى دربارهء اين جماعت عرب بر خلاف اين حالت بوده است در ايام عزت و دولت و بخت و سعادت ايشان را هم مال و اسباب بسيار شده بود و هم عدد زياده گشته و در هنگام ادبار و فلاكت ايشان را هم اسباب نقصان پذيرفته و هم عدد كم شده در اول حال دولت ايشان همه يك دل و يك زبان و كلمهء واحده بودهاند باتفاق خلفاء خراجات معروفه خروج كردند و نگذاشتند كه عمال ايشان در ميانه شهر آيند و ايشان را از سر قدرت بر بيرون شهر فرود مىآوردند و همچنين در قضايا ايشان را مدخل نميدادند و برأى خود از مردمان شهر قضاة و عدول را نصب ميكردند و قاضى ميگردانيدند همچنين ثابت و قايم بودند تا مذهب شيعت و تشيع با خلفا و با ساير مردم بر آشكارا انداختند چنانچ معروف شدند بدين مذهب و اعتقاد و پيشتر ازيشان جماعتى كه مذهب شيعت داشتند در مجموع اقاليم دنيا اين مذهب را پوشيده و پنهان ميداشتند از مردم و تقيه ميكردند و اظهار آن نمينمودند و هميشه احوال و امور ايشان منتسق و منتظم بود تا آنگاه كه كلمه ايشان متفرق شد و بر يك ديگر حسد بردند و اهويهء مختلفه در ميان ايشان پيدا شد و چون كارهاى معظم و قصهاى مشكل واقع مىشد هر يك با آن ديگرى مىانداخت و تكيه و اعتماد بر ديگرى ميكرد پس لا جرم پايهء دولت ايشان بلغزيد و دشمن بر ايشان ظفر يافت بعضى هلاك شدند و برخى جلاى وطن كردند مگر اندكى ازيشان كه بماندند بعضى بر اندك معاشى كه ايشان را بود قناعت كردند و بعضى ديگر قافلها را بدرقه مىشدند و حق السعى ميگرفتند نعوذ باللَّه من سوء العواقب برحمته و كرمه و جوده .
[1] اين نام باختلاف در كتاب ضبط شده است در اكثر مواضع احوص و بعضى اخوص ، [2] - خ ، ل : مباين ،