فصل اوّل از اين باب ياد كردم ، محمد حنفيّه در سنهء سبع عشر [1] بمدينه در وجود آمده است و بروايتى سنهء تسع عشر [2] و امير المؤمنين على او را محمد نام نهاد و به ابى القاسم كنيت كرد و رسول خدا او را اجازت داده بود و فرمود كه اى على اگر ترا پس از من پسرى آيد او را بنام من نام كن و بكنيت من كنيت نه و محمد حنيفه را پنج پسر بوده است ابو هاشم عبد الله و عون و جعفر و حمزه و على و روايتست كه چون امير المؤمنين على عليه السّلام به صورت ازين جهان نهان ميشد و امام حسن و حسين وصيّت فرمود كه برادر خود را محمّد حنفيّه نيكو داريد و به دو نيكخواه باشيد پس حسن و حسين صحيفهء را كه در او آثار نبوّت و امامت بود بمحمّد دادند و اين صحيفه با محمد حنفيّه بود تا آنگاه كه بيمار شد پس آن صحيفه به پسرش ابو هاشم داد و چون هاشم بن عبد الملك مروان متهم شد بامامت ابى هاشم عبد الله بن محمد الحنفيه پس ابو هاشم را بند بر نهاد و محبوس كرد و پس از مدتى او را از بند خلاص داد ابو هاشم از نزديك پسر عبد الملك مروان بخيمه رفت كه منزل و مقام على بن عبد الله بن عباس بود و آنجا بيمار شد و چون او را وفات نزديك رسيد وصيّت كرد بمحمّد بن على بن عبد الله بن عبّاس و اين صحيفه را به دو داد و او را بخيمه وفات رسيد و او را همانجا دفن كردند و محمد بن على بن عبد الله در آن صحيفه يافت ذكر كسى از فرزندان او كه خليفه خواهد [3] بود و ذكر آن كسانى كه در باب خلافت مجدّ و معين ايشان باشند پس محمد بن على بن عبد الله شروع كرد تا پس ازو پسرش خلافت بيافت و دعوى خلافت كرد چنانك در كتاب عبّاسى واضح و مذكور است و پيوسته طايفهء از شيعت كه ايشان را كيسانيه ميخوانند به امامت محمد حنفيّه قايلاند و دعوى ميكنند كه محمد حنفيّه در كوه رضوى است بمدينه و كثير غره شاعر كه ازين طايفه بوده است و درين مقوله و اعتقاد اين نظم گفته است : الا انَّ الائمَّة من قريشٍ * ولاة الامر اربعةٌ سواء عليٌّ و الثَّلاثة من بنيه * هم اسباطنا و الاوصياء فسبط سبط ايمان و برّ * و سبط قد حوته كربلاء