responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تاريخ قم ( فارسي ) نویسنده : حسن بن محمد بن حسن قمى    جلد : 1  صفحه : 231


خزرى محمد بن على و احمد بن عيسى ملقب بشيخ بن على بن حسين اصغر بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب عليهم السلام و كوكبى كه آن حسين بن احمدست و ابن اعرابى كه محمد بن احمد اعرابى بن محمد بن حسين بن على بن عمر بن على بن الحسين بن على بن ابى طالبست و عقيقى كه او حسن بن محمد بن جعفر بن عبد الله بن الحسين بن على بن ابى طالبست عليهم السلام در ميان ايشان بودند پس مجموع بآبه آمدند و ديگر شهرها بسيار با ايشان جمع شدند و خبر ايشان بعبد العزيز دلف رسيد ايشان بهزيمت شدند و محمد بن احمد اعرابى را بگرفت و اسير كرد و بفرمود تا او را گردن بزنند محمد بن احمد به دو سوگند داد بحرمت جدّش رسول خداى صلَّى الله عليه و آله و سلَّم كه او را نكشد عبد العزيز دلف گفت اگر بجاى تو جدّت بود كه او را بكشم پس محمد را بكشت پس آن گروه علويّه در قزوين شدند و رئيس ايشان احمد بن عيسى شيخ بود و گويند كه امير ايشان حسين بن محمد كوكبى بود با اهل قزوين محاربت كردند و ايشان را بهزيمت فرستادند و بر ايشان غالب شدند تا آنگاه كه موسى بن بغا بعد از آن با ايشان محاربت كرد و ايشان را بهزيمت كرد و ايشان بداعىِ محمد بن زيد ملحق شدند و احمد بن عيسى شيخ برى رفت و ساكن شد و او را عمرى دراز بوده است و اعقاب او برىاند و ايشان معروفاند بفرزندان خرما بادى و امير خراسان اسماعيل بن احمد بن عيسى را بخراسان برد و ازو اخبار ميپرسيد و او از براى او حديث ميكرد و ميگفت پس او را اعزاز و اكرام كرد و تفضيل نهاد و برى باز گردانيد و گويند بلكه اسماعيل بن احمد برى آمد و احمد بن عيسى برى وفات يافته است و او را صد و بيست سال بوده است و كوكبى با پيش حسن بن زيد باز آمد و قصه و سرگذشت با او باز گفت و عقيقى ايضا بحسن بن زيد متصل شد و اعقاب او بناحيت طبرستاناند و آنجا بكشت و زرع مشغول بوده‌اند و محمد بن على خزرى پيش حسن بن زيد آمد و مدّتى بنزديك او بود پس او را زهر داد و بمرد و فرزندان او بآبه بازگرديدند و آنجا مقيم شدند و تأهل ساختند و ابو القاسم ابراهيم بن على بدين اسناد حكايت كند كه ابراهيم بن محمّد خزرى گفت كه بر من و برادرم على خبر پدر ما و مستقر و قرارگاه مشتبه شد ما از مدينه بطلب او بيرون آمديم و من با خود گفتم كه چاره نيست مرا در تفتيش و تفحص پدرم الا آنك من قصد صحبت مولاى خود حسن بن على عسكرى عليه السّلام

231

نام کتاب : تاريخ قم ( فارسي ) نویسنده : حسن بن محمد بن حسن قمى    جلد : 1  صفحه : 231
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست