كرد با جماعتى كه با وى بودند پس هزيمت شد و بقم باز گرديد و بقم وطن ساخت ، ديگر از فرزندان عبد الله بن الحسن افطس است كه از بصره بقم آمدند و اين عبد الله با على بن عبد الله علوى صاحب زنج در بصره بود چون صاحب زنج را بكشتند عبد الله و برادرش حسن بن عبّاس از او بگريختند و بقم آمدند و اينجا متوطَّن شدند و از عبد الله بن عبّاس بقم ابو الفضل العبّاس و ابو عبد الله الحسين ملقّب به ابيض و سه دختر ديگر در وجود آمدند و عبد الله مذهب زيديّه داشت روزى از روزها عبّاس بن عمرو غنوى امير قم بصحبت عبد الله در آمد و عبد الله به جهت او بر نخواست و هر دو پاى خود را در روى وى بكشيد و دراز كرد و گفت اى امير معذور دار كه مرا زحمت نقرس است چون عباس از صحبت او بيرون آمد گفت هيچ سلطانى مرا اين چنين نترسانيد كه عبد الله مرا بترسانيد سبب آن بود كه عبّاس بن عمرو عبد الله را با صاحب زنج در بصره ديده بود و از بعضى روايت است كه ايشان گفتند ما از حسن على عليهما السلام از صاحب زنج سؤال كرديم امام فرمود كه صاحب زنج [ از ] ما نيست و ابو الحسين عيسى بن على علوى عريضى دعوى مىكند كه محمّد بن الحسن بن احمد وليد فقيه روايت كرده است كه صاحب زنج از علويّه است و در ميان ايشان صحيح نسبست ليكن علويّه و اهل شيعت خود را از وى دور ميدارند بر وجه تقيه و الله اعلم ، و از عبّاس بن عبد الله ابو على احمد در وجود آمد و ابو عبد الله الابيض بن الحسين بن عبد الله برى رفت و اعقاب او برىاند و از حسن بن عبّاس ابو الفضل محمّد در وجود آمد و او جوانى عاقل و پارسا و قناعت كار بوده است تا آنگاه كه وفات يافته است . ديگر از فرزندان عمر بن الحسن بن على بن على كه بقم آمدند محمد بن على بن محمد بن على بن عمر بن الحسن بن على بن على است و از محمد بن على ابو الحسين احمد و ابو عبد الله الحسين در وجود آمدند و مادر ايشان دختر حسن بن على بن عمر بوده است و ابو الحسين به شهر قم بوجه معاشى كه او را بوده است اقتصار [1] كرده است و از ابو القاسم على در وجود آمده است و از على بن احمد بن محمد ابو الفضل و ابو سهل در وجود آمدند و ابو عبد الله الحسين از قم ببغداد رفت و آنجا ساكن شد تا آنگاه كه وفات يافت در سنهء اربع و سبعين و ثلثمائه [2] و ابو الحسين بن محمد در سنهء خمس و