وطن ساخت و برى دو پسر آورد محمد و حسين و اعقاب ايشان آنجاست و جد او محمد بن اسماعيل آن كسيست كه رجاء بن الضحاك او را با على بن موسى الرضا پيش مأمون برد و مأمون در آن وقت بمرو بود در سنهء مأتين [1] و ذكر حسين بن احمد كوكبى در باب تواريخ شرح داده ام ، ديگر از فرزندان على بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب و از فرزندان پسر او حسن بن على بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب بوده است ، راوى گويد كه ابو الفضل الحسين از حجاز بقم آمد و او برادر ابى الحسن على بن العالم الرئيس الشجاع الفصيح الدينورى است رحمه الله كه جدّ سادات اشرافست كه اليوم بدينور و نواحى دينورند و عدد ايشان بسيارست حفظهم الله و رعاهم و كثر عددهم بمحمد و آله و ابو الحسين عيسى بن على العريضى العلوى گويد كه ابو الفضل بقم آمد با جماعتى از ديلم كه ايشان با او اتفاق كرده بودند كه با هم ببلاد ديلم بروند و با ابو الفضل خريد و فروخت و مبايعت كنند چون ابو الفضل خواست كه با ايشان از قم بيرون آيد اسبى كه برو نشسته بود قدم از جاى بر نگرفت و نافرمانى كرد ابو الفضل ازو فرود آمد و فرمود اين حركت بفال نيكو نيست چه هرگز اين اسب را اين حركت عادت نبوده است پس مصلحت نيست ما را بديلم رفتن و عزيمت باطل كرد و بقم باز ايستاد و ديلم باز گرديدند و اين اسب ابى الفضل را بنزديك يكى از خلفا صفت كردند و با او باز راندند چون او بشنيد نامهء نوشت و آن اسب را از ابو الفضل طلب كرد ابو الفضل اسب به دو فرستاد و او ديه دود آهك و ديه روقان و فاردان از رستاق قم از طسوج انار در عوض به دو داد و ابو الفضل الحسين بن الحسن بقم يك پسر آورده است محمّد نام و ابو الفضل بقم وفات يافته است و او از فقهائى بوده است كه از حسن بن على عليهما السلام روايت كردهاند و من او را در باب علما ياد كردهام و چون پسرش محمّد بن الحسين بقم بالغ و عاقل [ گرديد ] درين ضيعتها مدتى متصرف شد و بعد از آن از ضبط آن املاك عاجز و آن املاك ازو با بعضى از عرب منتقل شدند و بعد از مدّتى سلطانى شدند و از محمّد بن الحسين ابو العبّاس احمد در وجود آمد و او در مقبرهء كه در درب على بن الحسن العلوى العريضى است بنزديك سعد نهر مدفونست و اين درب معروفست ببريهه دختر ابى على بن الرضا عليه السلام و به من چنين رسيد كه اين ابو الفضل بر رى غلبه