بن جعفر بديهى بوده است از ديههاى مدينه نام آن ديه جذوع و ازين جهت فرزندان او را بجذوعيّه نام كردهاند ديگر از اولاد احمد بن على بن جعفر ابو الحسين احمد بن قاسم بن احمد بن على بن جعفر [ است ] و نميدانم كه او با پدرش بقم آمده است و چنين رسيده است به من كه او معقد و عنين بوده است و آبله در چشمش پيدا شد و بدان سبب هر دو چشمش تباه شد و چون او را وفات رسيد او را بمقبرهء قديمه بمامون دفن كردند و تربت او را زيارت ميكردند و بر سر تربت او سايهء بوده است و چون اصحاب خاقان مفلحى در سنهء خمس و تسعين و مأتين [1] بقم رسيدند آن سايهء تربت بكشيدند و مدتى زيارت تربت او نميكردند تا آنگاه كه بعضى از صلحاى قم بخواب ديدند در سنهء احدى و سبعين و ثلثمائه [2] كه ساكن اين تربت مردى بس فاضل است و در زيارت كردن تربت او ثواب و اجرى بسيارست پس ديگر باره بناى قبر او از چوب مجدد گردانيدند و مردم زيارت كردن او با سر گرفتند و جمعى از ثقات گفتهاند كه جمعى كه ايشان را زحمتى كهنه بوده است يا در عضوى از اعضاى ايشان زحمتى و علتى واقع شده بر سر اين تربت آمدهاند و طلب شفا كردهاند ببركت روح شريفش از آن زحمت و علت شفا يافته اند ، ديگر از فرزندان حسن بن على بن جعفر بن عبد الله بن حسن بن على بن جعفر ايضا بقم آمد و عقب او مرا معلوم نشد و او از جمله فقهاء راويان احاديثست و من در باب علما ذكر آن كرده ام ، ديگر از فرزندان عبد الله بن على بن حسن بن على بن ابى طالب كه بقم آمدند محمد بن عبد الله بن على بوده است و او فقيه و عالم بوده و من او را در باب علما ياد كردهام و ازو بقم ابو الحسين على و . . . و . . . [3] در وجود آمدهاند و او را بقم وجه معاش بوده است و از على بن محمد ابو الحسين محمد المعروف بكوكبى و ابو محمد الحسن در وجود آمدهاند و ابو الحسين كوكبى ببغداد افتاد و معز الدوله او را والى بصره گردانيد و مقدم و پيشوا و صاحب مرتبه شده بعد از آن او را بعراق از اين جهت مصادره واقع شد و بعد از آن معز الدّوله ببغداد او را نقيب علويه