عليه السّلام فرمود كه آل محمد را دوست داريد و ذمتهاى ايشان را براى گردانيد و ايشان را بحل كنيد و بغايت ايشان را گرامى داريد و چون با ايشان مخالطه و آميزش كنيد و معامله و خريد و فروخت نماييد با ايشان درشتى مكنيد و ناسزا مگوييد و هم احمد بن محمد روايت كند از حسن بن محبوب و او از قعقاع بن مزار التميمى كه او گفت من و پسر عمم به حضرت ابى عبد الله عليه السّلام در آمديم من او را گفتم من پسر حاجب بن زرارهام كه كمان خود را از براى قوم خود برهن كرد و بدان وفا نمود و صادق عليه السّلام فرمود كه آنچ تو بدان منت مينهى بر ما به قدر حسب و نسب تست بدرستى كه حق سبحانه و تعالى محمد عليه السّلام را بكافهء مردم فرستاد از عرب و عجم بعضى را از ايشان بر اسلام بكشتيم و كارزار كرديم و طايفه را باسيرى بگرفتيم و منّت نهاديم بر ايشان و فرقهء و طايفهء حق سبحانه و تعالى ايشان را بما راه نمود و توفيق داد تا ما را بشناختند تو از كدام فرقهء ازين فرقهء سه گانه ، راوى ميگويد كه چون ما از صحبت ابى عبد الله بيرون آمديم پسر عم مرا گفت به حق خدا بدين سخن كه ابى عبد الله فرموده همهء عرب و عجم را بندگان خود گردانيد و آزاد كردگان او و روايت كند يوسف بن حرث و او از محمد بن جعفر احمر و او از اسماعيل بن عبّاس و او از زيد بن جبيره و او از داود بن حصين واو از ابى رافع و او از امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السّلام كه او فرمود كه رسول خداى صلوات عليه فرموده است كه هر كس عترت [ من ] و عرب را دوست ندارد او يكى از سه طايفه است يا منافقست يا بزنا در وجود آمده است يا مادر او كه به او حامله شده است او را حيض بوده است و روايت كند سلمه از حسن بن يوسف از صلح بن عقبه از ابى الحسن موسى بن جعفر كه او فرمود كه مردم سه فرقه اند : عرب و و مولى و علج ، مولى كسانىاند كه ما را دوست دارند و بما تولى كردهاند و علج كسانىاند كه از ما تبرّا كرده و نصب عداوت ما نمودهاند و الله اعلم بالصواب . ذكر جمعى از طالبيه كه به شهر قم و اطراف آن نزول كرده و وطن گرفته بر نسق امامت و ترتيب نسب حسينيه ، اول كسى كه از فرزندان حسن بن حسن بن على بن ابى طالب كه بقم نزول كرد