مسيب و او از حضرت رسالت صلَّى الله عليه و آله و سلَّم كه او فرموده است كه هيچ امتى و قومى هالك نشوند الا آنگاه كه با اهل البيت پيغمبر خود اهانت و خوارى كنند و فرزندان و عترت او را خوار و حقير دارند و چون ايشان را خوار و ذليل دارند البتّه هالك شوند ، ديگر روايت كند منصور بن عبّاس از عبد الله بن الفضل هاشمى از خال خود سليمان نوفلى از حضرت رسالت صلَّى الله عليه و آله و سلَّم كه او فرموده است كه خداى را دوست داريد از براى آنچ براى شما مقدور و ساخته گردانيده است از نعمتهاى خود و دوست داريد مرا از براى خداى و خويشان و عترت مرا دوست داريد از براى من و محمد يحيى از محمد بن الحسن بن على بن ابراهيم بن حسين بن حسن بن على موسى الرضا روايت مىكند و او از جد خود كه رسول صلوات الله عليه فرموده است كه هر كس كه مرا دوست دارد و فرزندان مرا دوست دارد حق سبحانه و تعالى روز قيامت شرم دارد ازو كه او را بر افعال بد او سرزنش و توبيخ نمايد و بفرمايد كه او را بسراى محبّت كه آن بهشتست فرود آورند ببركت محمد با من و فرزندان من و هر كس كه مرا دشمن دارد فرداى قيامت حق سبحانه و تعالى سؤال نكند نه از نيكى و نه از بدى تا او را به آتش جهنّم بسوزاند و روايت كند يعقوب بن زيد از محمد بن ابى عمر از بعضى از مردمان او از ابى عبد الله عليه السّلام كه او فرمود كه جدّ ما محمّد مصطفى صلَّى الله عليه و آله و سلَّم فرموده است كه زود باشد كه من روز قيامت از براى چهار طايفه و چهار صنف مردم شفاعت كنم و اگر به مثل ايشان را گناه همه اهل دنيا بود ، اوّل كسى كه از براى ذرّيت من شمشير كشد و ايشان را نصرت دهد و يارى كند ، دوّم مردى كه ذرّيت مرا در حال فقر و فاقه و دست تنگى بدانچ در دست او باشد از مال و منال سخاوت كند و با ايشان بخشش نمايد ، سوّم مردى كه ذرّيت مرا بدل و زبان دوست دارد ، چهارم مردى كه [ چون ] ذرّيّت من مضطر و عاجز و درمانده باشند حاجتى از حاجات ايشان بر آرد و در گذاردن حاجات ايشان هم سعى نمايد و احمد بن محمد از ابراهيم بن محمد ثقفى و او از على بن معلى و او از هذيل بن حنان و او از برادر خود روايت كند كه او گفت كه در حضرت صادق عليه السلام گفتم كه مرا پيش يكى از آل محمد حقّى و مالى بود و به من نميداد و دفع و مطل مينمود پس بدان سبب من او را سخن درشت گفتم و بدان پشيمانم صادق