نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول جلد : 1 صفحه : 98
يزيد و بيعت اهل شام او را نزديك حسين على رضوان الله عليه برسيد مسلم عقيل بو طالب را فرستاد بكوفه تا او را بيعت كنند ، پس اهل كوفه بر او غدر كردند چنان كه حال آن پوشيده نيست نزديك خاص و عام ، و مسلم را فرا دادند تا گردن بزدند ، و يزيد را آگاه كردند ، و عمر سعد همانجا نگاه همى كرد . تا [ يزيد ] عبيد الله بن زياد را آنجا فرستاد ، و مسلم آن شب بر نشست ، سه هزار سوار با او به يك جا ، زمانى بود ، نگاه كرد ، مقدار ده مرد با او مانده بود ، بازگشت ، خواست كه بگريزد هيچكسى نديد ، تشنه بود از زنى آب خواست و بسراى او اندر شد ، زن ، عبيد الله بن زياد را آگاه كرد ، شرطى را بفرستاد تا او را بياورند و بفرمود تا بر بام قصر بردند ، گردن او بزدند و سرو بدن او بميدان انداختند ، و هانى بن عروة الوداعى [1] را و زبير بن اروح التميمى [2] را نيز گردن بزد ، و هر سه سر نزديك يزيد فرستاد ، چون خبر مسلم سوى حسين بن على برسيد بر خاست [3] و راه كوفه برگرفت ، عبيد الله [4] بن زياد چون خبر او بشنيد ، عمر سعد را پذيره [5] با سپاه باز فرستاد بكربلا ، هر دو را [6] فراهم رسيد [ 6 ] حرب كردند و راه آب بر حسين بگرفتند تا تشنگى او را غمى كرد ، پس او را آنجا تشنه بكشتند ، روز عاشورا چهارشنبه بود سنهء احدى و ستين ، و از اهل بيت رسول صلَّى الله عليه كه با حسين آنجا كشته شدند جعفر بن على بن ابى طالب ، و عباس بن على بن ابى طالب ، و محمد بن على [7] الاصغر ، و على بن الحسين بن على ، و عبد الله بن الحسين [8] بن على ، و القاسم بن الحسن بن على ، و عون بن عبد الله بن جعفر بن ابى طالب ، و محمد بن عبد الله بن جعفر بن ابى طالب ، و عبد الله بن مسلم بن عقيل بن ابى طالب ، و بيش ازين از خوردان [9] و بزرگان ، كه بنام ايشان قصه دراز شود ، اما معروفان اين بودند ، و شمر بن ذى -
[1] كامل : المرادى . [2] كامل : ندارد و در تواريخ معتبر نيست . [3] در اصل « برخواست » . [4] اصل : عبد الله . [5] در اصل « بديره » . [6] كذا ظاهرا « هر دو يك رآه فراهم رسيدند » . [7] كذا و ظ : محمد بن على و على بن الحسين الاصغر ؟ [8] ظ : الحسن . [9] كذا .
98
نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول جلد : 1 صفحه : 98