نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول جلد : 1 صفحه : 79
بگرفت و هرم بن حيان [1] العبدى را بقلعهء جره فرستاد تا آن بستد ، و آن را اكنون قلعة - الشيوخ گويند . چون سال بيست و هفتم اندر آمد عثمان بن ابى العاص ، ارّجان و دارابجرد بگرفت ، چون سال بيست و هشتم اندر آمد عثمان [2] معويه را واو [3] عبادة [ بن ] الصّامت را بغزو دريابار فرستاد تا آن همه جزيرها بگرفتند ، باز فتح پارس بود بر دستى [4] هشام بن عامر [5] ، و هم درين سال عبد الله بن سعد از پس معويه بشد به يارى او و از روم بسيار شهرها بگرفتند چون سوريه و قبرس ، باز هشام بن عامر [ 5 ] اصطخر بگرفت اندرين سال ، چون سال بيست و نهم اندر آمد عثمان با موسى [6] اشعرى را از بصره و عثمان بن ابى العاص را از فارس هر دو را معزول كرد ، و بصره و فارس عبد الله بن عامر بن كريز را داد و عبد الله بيست و پنج ساله بود ، ببصره آمد روزى چند آنجا ببود [7] ، بپارس آمد و زياد بن ابيه را ببصره بگذاشت و از پيش ازين دبير او بود [8] ، و سپاه سالار او عبيد الله بن
[1] اصل : هرم بن جهان العبيدى . [2] در اصل متن « عثمان بن ابى العاص » نوشته بعد با همان قلم ابن ابى العاص را خط زده است . [3] كامل گويد : معاويه و جمعى كه ابو ذر و عبادة بن الصامت در ضمن آنها بودند جزيرهء قبرس را فتح كردند ( ج 3 ص 36 ) . [4] اين ياء « دستى » بقيهء الباقيه ايست از نسخهء اصل مؤلف ، كه در بعضى جايها از تصرف ناسخ مصون مانده ، ياء مزبور يكى از املاهاى قديم است كه از عهد ساسانيان باقى مانده و يائى بوده كه بعلامت اضافه در آخر كلمات مضاف و نيز بعد از « به - چه - كه - نه » بجاى هاء غير ملفوظ مياوردهاند و در چند جاى اين كتاب ازين ياها باقى مانده است . [5] ظ : عبد الله بن عامر . رك كامل ج 3 ص 38 . [6] درين كتاب غالبا كنيتها را باملاء « با - بو » آورده و الف اول آن را به همان قاعده كه الفهاى اوايل كلمات فارسى را در لفظ درى مىانداختهاند انداخته است مانند با مسلم - بو جعفر - با موسى [7] ببود - ماضى خاصى است از نوع ماضى مستمر و مؤكد ، و در اين كتاب ( بود - ببود - بوده بود ) را در جايهاى مخصوص بخودشان استعمال كرده ، بود را بمعنى ماضى نزديك و يا غير مستمر - ببود را بمعنى مستمر و مؤكد و بوده بود را بمعنى مستمر و بعيد به كار برده است . [8] يعنى زياد .
79
نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول جلد : 1 صفحه : 79