responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول    جلد : 1  صفحه : 46


و هر قربانى كه بكرد آتشى سرخ از هوا اندر آمد و آن قربان را به هوا برد ، پس از هوا بانگ آمد كه بس كن يا قيدار كه خداى تعالى دعاء تو مستجاب كرد و قربان تو قبول كرد ، برو اندر زير درخت وعد بخسب ، تا بخواب اندر ترا بنمايد كه چه بايد كرد ، قيدار اندر زير درخت شد و بخفت ، بخواب اندرديد كه كسى آيد و او را گويد كه اين نور كه تو دارى ايزد تعالى همه نور ها را از اين آفريد و نخواهد [1] كه برسد بجاى ديگر مگر [2] از پاكيزگان و دختران عرب ، از دخترى كه نام او غاضره بود [3] ، قيدار بيدار شد شادان گشت [4] و اندر ساعت رسولان فرستاد بهر جاى كه طلب كنند دخترى كه نامش غاضره است ، و بدان صبر نكرد و خود بر نشست و شمشير كشيده و طلب همى كرد تا برسيد بنزديك ملك جرهم و او از ولد دهل بن عامر بن يعرب بن قحطان بود و او را دخترى بود غاضره نام نيكوتر زنان آن زمان ، او را بزنى كرد و بپادشاهى [5] خويش برد ، حمل از او بغاضره آمد ، ديگر روز قيدار اندر روى غاضره نگاه كرد و نور آنجا ديد شاد شد . و تابوت آدم عليه السلم او داشت ، ولد اسحاق او را همى گفتند كه تابوت ما را دهيد كه نور خود شما داريد بس كند [6] و انبيا اندر ولد ماست ، و او نميداد ، گفت پدرم وصيّت مرا كردست ، تا روزى برفت كه تابوت بگشايد گشاده نگشت و از هوا آواز آمد كه بيش اين تابوت بدست تو نگشايد كه تو وصيّت خويش تمام كردى ، تابوت ابن عمّ خويش را يعقوب را ده كه آن بدست او گشايد و او اسرائيل است . و ابو محمّد التّرنقى [7]



[1] در اصل « بخواهد » بوده و بعد اصلاح شده است .
[2] در اصل « كر » بوده . . .
[3] بود ، با خطى قديم در بالاى اسم غاضره الحاق شده .
[4] در حاشيه اين شعر به همين املا با خطى كه قبلا اشاره شده نوشته شده و راده گذاشته شده است ، سحر كرشمهء وصلش بخواب ميديدم * زهى مراتب خوابى كه به زبيداريست
[5] پادشاهى بمعنى مملكت و كشور درين كتاب مكرر آمده است و در زبان پهلوى هم « پاتخشاهيه » كه عينا همين كلمه است هم بمعنى معروف آن و هم بمعنى كشور و مملكت هر دو استعمال شده است .
[6] در متن روى « بس كند » خط زده‌اند ولى پيداست كه صحيح است .
[7] كذا . . . و ظاهرا « ترقفى » قال فى معجم البلدان ذيل باكسايا و ترقف بفتح الفاء و ضم - القاف « ينسب اليه ابو محمد العباس بن عبد الله بن ابى عيسى الترقفى الباكسائى احد ائمة الحديث توفى سنه 268 او 267 » .

46

نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول    جلد : 1  صفحه : 46
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست