نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول جلد : 1 صفحه : 365
بند كندك بشكست [ و ] در كركوى آب ببرد ، روز شنبه يازدهم از محرّم اين سال ، و با عمر با ليث و پسرش و با تاجر بر [1] شنكليان يكى بودند و همه گرفته شدند ، و اندر سنهء ثلثين و اربعمائه [2] غلَّه گران شد ، تا خروارى گندم به صد و سى درم شد ، و امير بو الفضل فرمود تا بارهء سيستان نو برآوردن گرفتند ، و اندر سنهء اثنى و ثلثين بارهء شارستان تمام شد بر دست امير بو الفضل ، باز احمد طاهر مردم بسيار جمع كرد و با تركان يكى شد و بدر كركوى فرود آمد و پيش زره غارت كردن گرفت ، و دخلها بسبب وى بسته گشت ، و امير بو الفضل از سلطان مسعود لشگر خواست و نفرستاد ، اندران حديث فروماند ، چاره نديد تا هم از تركمان تقويت جست ، و كس فرستاد ، و آخر امير با نصر برفت و ارتاش [3] را با پنجهزار سوار بياورد ، اندر ربيع الاول سنهء اثنى و ثلثين و اربعمائه و تركما [ نا ] ن هر روز بدر شهر از جهت احمد طاهر تاختن همى آوردند ، آخر احمد طاهر مردم پياده و سوار تركمان همه برگرفت و بدر طعام شد ، چون ارتاش بيامد بپاى ارك فرود آمد ، امير بو الفضل نزديك او شد . آمدن ارتاش و خطبه كردن بر بيغو [4]
[1] بر ، بمعنى : با [2] اينجا در حاشيه با خطى قديمى و درشت نوشته شده « بودن قحط » . [3] اين ارتاش برادر ابراهيم ينال و پسر عم طغرل سلجوقى است . [4] در شجره نامهء راجة الصدور بيغو نام غير از موسى بيغو پسر سلجوق و عم سلطان طغرل و چغرى به نظر نمىرسد - و در تاريخ سلاجقه لعماد الدين محمد بن محمد بن حامد ، بيغو ارسلان را يكى از رؤساى سلاجقه كه با مسعود ميجنگيدند نوشته و اشاره باسارت وى بدست سلطان مسعود كرده است . در تاريخ بيهقى نام بيغو در ضمن رؤساست ليكن از اسارت وى ذكرى نيست - ابن اثير ميگويد كه از سلجوق سه پسر ماند : ارسلان و ميكائيل و موسى ، ليكن بعد مىگويد : بيغو و طغرل بك محمد و جغرى بك داود پسران ميكائيل بن سلجوقاند و بيغو را برادر طغرل و چغرى ميشمارد . و غلبهء تاريخ در اينست كه بيغو همان موسى پسر سلجوق است كه بعد از قسمت شدن خراسان بين سلاجقه مملكت سيستان و هراة و پوشنج و غور بنام او افتاد و از اينكه در اوايل امر سلاجقه خبر اين بيغو يكباره منقطع مىشود پيداست كه مردى پير و فرتوت بوده و دير نمانده است ، راوندى صاحب راحة الصدور كه شجره نامهء سلاجقهء مذكور در فوق از اوست در صفحه 103 بعد از فتح خراسان بدست سلاجقه گويد : « پس هر دو برادر چغرى و طغرل و عم ايشان موسى بن سلجوق كه او را يبغو ( كذا بتقديم يا بر باء ) كلان گفتند و عمزادگان و . . . بهم بنشستند و عهدى ببستند . . . الخ » و باز در صفحه 104 در تقسيم ممالك گويد : « و موسى يبغو كلان بولايت بست و هراة و سيستان و نواحى آن چندانكه تواند گشود نامزد شد . . . الخ » و خواجه فضل الله رشيد الدين نيز در جامع عين اين اخبار را كلمه به كلمه از راحة الصدور گرفته و روايت كرده است .
365
نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول جلد : 1 صفحه : 365