نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول جلد : 1 صفحه : 357
سلطان محمود فراز رسيد با سپاه بسيار و بخلفاباد [1] فرود آمد ، و دگر روز بر نشست و بلب پارگين پيراهن حصار همه بگشت و نگاه كرد و تدبير حرب و حصار ستدن آغاز كرد و منجنيقها بر نهاد و كورها ببستن فرو گرفت [ و ] اندر پارگين بر هر روى برابر ارك منجنيقى عروس [2] بر نهاد و بينداخت ، و پارهء از خضراء ارگ فرود افكندند ، محمود گفت بفال نيك آمد ، ظفر ما راست ، چون پنج روز از عيد بگذشت روز آدينه بود اندر مسجد جامع سيستان هيچكس نماز نگزارد از شكسته دلى مردمان شهر و حصار ، چون شب شنبه بود گاه نماز خفتن ، بو الحسن كهتر گفتندى عيّارى دوست با سعيد حسين بود [3] ، در طعام بگشاد و بانگ محمود كرد و بو بكر را و گروه او را هيچ خبر نبود تا همه غلام سراى محمود بقلعه بر شد [ ند ] و برباره بر آمدند و طبل زدند و بانگ محمود كردند و غارت و سوختن فرو گرفتند و بازارها و سرايها بسوختند و مسجد آدينه غارت كردند و در حلوا گران بسوختند و علوى خباز را بكشتند اندر در مسجد آدينه ، و اندر كليسا ترسا كشتند ، و مرد مسلمان را اندر خانهء او بكشتند ، و بيش كسى نكشتند كه غرض غارت بود نه كشتن ، چون روز خواست بود ، منادى كرد كه غارت بيش مكنيد و مردمان را امان داد و آن نايره فرو نشست ، و بو بكر و بو الحسن حاجب بر ارك بودند ، ديگر روز بجانشان زنهار داد ، فرود آمدند و مدّتى يسير بود اينجا ، [ پس ] برفت و امارت و خطبه ديگر راه قبجى را دادند ، و عامل محمد با حفص كلانه را كردند ، شش روز مانده از ذى الحجّه سنهء اربع و تسعين و ثلثمائه . عمل امير محمد با حفص كلانه
[1] جاى ديگر : حلفا باد . [2] منجنيق عروس ، منجنيقى بوداست نزد حجاج بن يوسف كه نام آن ( عروس ) بوده و گويند پانصد مرد آن را ميكشيدهاند و محمد بن قاسم در سنه 89 هجرى در محاربات با هند آن منجنيق را استعمال كرد ( تمدن اسلامى تأليف جرجى زيدان جلد 1 ص 143 ) . [3] يعنى عيارى كه او را بو الحسن كهتر گفتندى دوست ابو سعيد بود . . .
357
نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول جلد : 1 صفحه : 357