نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول جلد : 1 صفحه : 337
ثلثمائه [1] ، باز به شهر آمد امير خلف و بر حصار شد ، و امير حسين بدر فارس فرود آمد و لشگر خراسان بر [2] وى ، و در طعام و شارستان امير خلف داشت ، روز سه شنبه هفتم صفر حصار محكم گرفت و منجنيقها و مردان بر كار كرد سه سال . گرفتن امير خلف حصار و آغاز حرب با سپاه خراسان تا هر چه اندر خراسان امير بود يا سپهسالار بود و اندر ما وراء النهر ، همه اينجا آمدند بفرمان امير خراسان [ و ] هر روز لشگرى نو آمدى ، و امير خلف هر روز و هر شب تاختن همىآوردى و همى كشتى ، [ و ] پنجاه سوار از آن او از يك سو [ ى ] سپاه خراسان اندر آمدندى و غارت كردندى و بكشتندى و بديگر سو بيرون شدندى [ و ] تا حسين طاهر تاختن آوردى ايشان باز بر حصار شدندى ، تا همه بزرگان خراسان اينجا هلاك شدند ، و از امير خلف عاجز آمدند ، و حسين طاهر همى خنديدى و شادى كردى از مردى لشگر خلف ، تا آمدن امير بو الحسن محمد بن ابراهيم بن سيمجور بود بناظرى [3] و نامهاء امير خراسان بنزديك امير خلف ، چون امير ابو الحسن بيامد و نامه و پيغامهاء امير خراسان بداد ، امير خلف از حصار فرود آمد و بحصار طاق شد روز پنجشنبه نهم شعبان سنهء اثنى و سبعين و ثلثمائه ، پس بو الحسن سيمجور نزديك امير خلف اندر سرّ پيغام كرد كه امير خراسان اندر حديث تو عاجز ماند ، و همه امرا و بزرگان خراسان اينجا بر دست تو هلاك گشتند ، اكنون مرا فرستاد ، ز آنچه داند [ از ] دوستى ميان من و آن تو ، چيزى مكن تا من باز گردم و خط حسين طاهر بستانم و لشكر بازگردانم ، آنگاه تو به دانس [ ى ]
[1] از ساير تواريخ هم بر مىآيد كه حسين طاهر مدتى ببخارا متوقف بوده و در عهد نوح بن منصور ( 369 ) لشگر گرفته و بحرب خلف آمده است و بقول صاحب تاريخ عتبى اين لشكركشى سامانيان بسيستان بنام حمايت از حسين طاهر و مقاومتهاى هفت سالهء امير خلف مقدمهء ضعف سامانيان شد و ديگران خاصه خانان ترك به آن دولت طمع كردند . [2] ظ : بر معنى ( با ) نه بمعنى ( همراه ) . [3] بناظرى - يعنى بتفتيش و نظارت و آوردن نامه ها ، و در تواريخ مينويسند كه چون لشگر خراسان از حصار سيستان عاجز ماندند ابو الحسن سيمجور مأمور سيستان شد و كارها را باستادى و ساختن در سرّ با امير خلف باصلاح باز آورد .
337
نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول جلد : 1 صفحه : 337