نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول جلد : 1 صفحه : 220
فرستاد ، و ديگر روز خود بر نشست و نزديك يعقوب شد ، چون فرود آمد و خواست كه باز گردد يعقوب فرمود عزيز [1] بن عبد الله را كه اينان را همه محبوس كن ، عزيز همه را باز داشت و بندها بر نهاد - محمد بن طاهر را و خواص او را تمام . فنا گشتن خاندان طاهريان سبب بند كردن محمد بن طاهر و فنا گشتن خاندان طاهريان بر دست يعقوب بن اللَّيث و سبب آن بود اين بند بر نهادن و باز داشتن ايشان و قصد يعقوب بديشان ، كه روزى بدان ايام كه بحرب زنبيل به بست شد و او را بكشت ، روزى بحوالى سواد بست متنكّر ، خود و دبيرى از آن خويش همىگشت ، بسرائى اندر شد كه آن سراى از آن صالح بن النضر بود و باندك روزگار از وفات صالح آن ويران گشته بود . دبير نگاه كرد بر ديوار خانه نبشته بود [ د ] و بيت ، آن بر خواند و سر بجنبانيد ، يعقوب او را پرسيد كه آن چيست ؟ باز گفت و ترجمه كرد ، و بيتها اين بود كه نوشته بودند : ( شعر ) صاح الزمان بآل برمك صيحة * خرّوا لصيحتهم [2] على الأذقان و بآل طاهر سوف يسمع صيحة * غضبا يحلّ [3] بهم من الرّحمان پس دبير قصهء برامك [4] بر يعقوب از اول تا آخر باز گفت ، و سبب محنت و كشتن و بر كندن خان و مان ايشان ، و معنى ديگر بيت از حديث طاهريان باز گفت ، يعقوب گفت چون [5] ما را معجزه از اين بيش نباشد كه ايزد تعالى ما را اينجا بويرانى اندر آورد [6] تا اين دو بيت برخوانيم و بدانيم ، و حى پيغمبران را باشد ، اينست كه سبب بركندن طاهريان و جور ايشان از مسلمانان من خواهم بود ، تو اين دو بيت بر جاى نويس [7] و نگاه دار
[1] طبرى 3 - 3 ص 1881 : عزيز بن السرى ، بتصغير . [2] ظ : لصيحته . [3] اصل : ؟ يحل ؟ . [4] كذا فى الاصل . [5] ظ : خود ؟ [6] و الأصل « اندر آمد » . [7] بر جاى نويس : كه چند سطر بعد هم آمده بمعنى ( يادداشت كن ) است كه امروز گوئيم . و از اينرو ( جانويس ) كه گاهى مردم تكلم كنند به همين معنى درست و اصيل است .
220
نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول جلد : 1 صفحه : 220