responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول    جلد : 1  صفحه : 208


پس چند روز حرب صعب كردند ، چون صالح يقين شد كه قلعه بخواهد ستد ، خويشتن را بكشت ، و او را از قلعه فرو افكندند ، و قلعه بدادند و زنهار خواستند ، و صالح را به بست آوردند و بگور كردند ، يعقوب بقلعه استوارى [1] نشاند و باز بسيستان آمد چهار روز مانده از جميد الاولى سنة ثلث و خمسين و مائتين ، پس از آنكه آن ناحيت را آرام داد ، [ به ] و الشان [2] و زمين داور و زمين بست عمّال بيستانيد ، پس روزگارى بسيستان ببود ، و قصد هرى كرد ، روز شنبه يازده روز گذشته از شعبان سنة ثلث و خمسين و مائتين .
رفتن يعقوب بهراة و گرفتن هرى [3] امير هرى حسين بن عبد الله بن طاهر بود خليفت محمد بن طاهر ، يعقوب بر سيستان داود بن عبد الله را خليفت كرد و خود برفت و بهرى شد ، حسين هرى حصار گرفت ، و يعقوب آنجا فرود آمد و ديرگاه حرب كردند ، آخر حصار بستد و حسين را اسير گرفت ، باز ابراهيم بن الياس بن اسد سپاه سالار خراسان بود ، آمد بحرب يعقوب و بپوشنگ فرود آمد ، و خبر بيعقوب رسيد ، على بن اللَّيث را برادر خويش را و محبوسان و بنه بهرى بگذاشت و خود برفت كه بپوشنگ شود [ و ] مردمان هرى را امان داد و ايمن كرد ، تا دل برو بنهادند و بتاختن بپوشنگ شد و با ابراهيم بن الياس حرب كرد و بسيار از سپاه او بكشت و ديگر بهزيمت باز گشتند ، و ابراهيم بهزيمت سوى محمد بن طاهر شد ، و گفت با اين مرد بحرب هيچ نيايد ، كه سپاهى



[1] استوار در اينجا ، يعنى معتمد .
[2] كذا : و جاى ديگر « و الستان » رجوع شود بحاشيهء ( 3 ) ص ( 206 ) .
[3] هراة ، هرى ، هراه هر سه لغت نام شهرى است از شهرهاى مشهور خراسان كه منسوب بدان را هروى و هراتى و هريوه خوانند .

208

نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول    جلد : 1  صفحه : 208
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست