responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول    جلد : 1  صفحه : 183


تاختن كند ، مردم شهر و سپاه او بتاختن رفتند تا تعبيه كرده [1] روز آدينه هفده روز گذشته از ذى الحجه سنهء ست عشر و مائتين ، پس راه ميان ريگها گم كردند و روزى سرما سخت بود ، و با عوف با سپاه بيرون آمد و حربى سخت بكردند ، آخر همه لشگر بر دست خوارج كشته شدند الا اندكى كه نديدند ، و محمد بن الأحوص و احمد بن عمرو ابن مسلم الباهلى و وهب بن هلال آن روز كشته شدند و بدر كركوى دفن كردند ايشان را ، و با عوف ز آنجا باوق [2] شد و خوارج با او جمع شدند ، چون محمد بن الاحوص كشته شد حضين بن الحسين ، الياس را بايستانيد به عمل سيستان و محمد زاهر را با سپاه بطلب خوارج فرستاد ، و گروهى اندك را از خوارج بيافتند و بكشتند و سرهاشان بياوردند و بنشابور فرستادند ، و عهد سيستان آوردند حضين بن الحسين را از عبد الله بن طاهر روز آدينه سنهء سبع عشر و مائتين ، و امير المؤمنين مأمون فرمان يافت بروم بجوى ندندون [3] بنزديكان [4] طرسوس و آنجا بگور كردند او را اندر روز پنج شنبه سنهء ثمان عشر و



[1] كذا . . . و از فحواى عبارت پيداست كه بايستى « ناتعبيه كرده » باشد يعنى غير منظم و بدون تدبير و پيش بينى و نظام .
[2] اوق ، در آغاز اين كتاب جزء كورهاى سيستان ذكر شده است - اصطخرى گويد : اوقل رباطيست در سر راه بست و غزنين ليكن در حاشيه بنقل از ادريسى آن را اوق ضبط كرده است ( اصطخرى ص 250 ) و در برهان قاطع گويد : اوك با اول مضموم و ثانى مجهول و كاف نام قلعه ايست بين فراه و سيستان .
[3] ص : بذندون ، بفتحين و سكون نون و دال دوم مهمله . . . قريه ايست از بلاد سرحدى روم بين آن و بين طرسوس يك روزه راه است و مأمون در آنجا مرده و در طرسوس دفن شده است - طرسوس از شهرهاى آسياى صغير است كه بين حدود شام و حلب واقع مىباشد ( معجم البلدان ) و جوى بذندون رودى بوده كه از مملكت روم آن روز ( يعنى آسياى صغير ) وارد قريهء بدندون ميشده در ترجمهء طبرى بدندون را نام رود داند و گويد « و روذيست در اندرون روم آن را بذندون خوانند لشكر بذان لب روذ فروذ آمد . . الخ » نسخهء قديمى خطى نگارنده ج 2 ورق 229 .
[4] در اصل . « بنزديك آن طرسوس » و ظاهرا « بنزديكان طرسوس » ، چه لغت نزديكان بمعنى نزديكها مكرر در اين كتاب استعمال شده است و درين مورد در اصل نسخه كلمه نزديك در آخر سطر و كلمهء آن در سر سطر بعد واقع بود و قريب بيقين است كه اصل آن « نزديكان » است .

183

نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول    جلد : 1  صفحه : 183
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست