responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول    جلد : 1  صفحه : 109


المغيرة بن شعبه را بر كوفه خليفت كرد ، و چون ببصره قرار گرفت سپاه جمع كرد حرب خوارج را ، و بهر جاى خوارج بيرون آمده بودند و مردم خاص و عام بديشان پيوسته همى گشتند ، و سالاران ايشان صناديد و بزرگان عرب بودند از ياران مصطفا صلى الله عليه ، كه چون وقايع اوفتاد ميان مسلمانان و كارها رفت كه اندر كتاب و سنّت آن را حجتى نديدند زان فرو ماندند ، و هر روز بيشتر همى بود ، چون احداث [1] امير المؤمنين عثمان ، كه ياران جمع شدند و او را انكار كردند تا سخن بدان جاى رسيد كه او را بر آن حال بكشتند ، و چون حرب جمل و كشتن طلحه و زبير و آن بزرگان كانجا از دو گروه كشته شدند ، باز خلاف معويه و حرب صفين و حديث حكمين و سليم دلى [2] با موسى [3] اشعرى و فريب عمر [ و ] بن العاص و قتل امير المؤمنين على بن ابى طالب ، باز جمع گشتن گروه بر معاويه و عزل كردن [ حسن على از خلافت و كشتن [4] ] حسين على و همه اولاد و آل مصطفى عليه السّلم بروزگار يزيد معويه و سر حسين بر گرفتن و حرميان مصطفى را سرهاء برهنه بشام بردن و قضيب بر لب و دندان حسين زدن كه هزاران بوسه مصطفى صلَّى الله عليه بر آن داده بود باز ، كشتن مصعب بن الزبير و ياران مصطفى صلَّى الله عليه بروزگار عبد الملك مروان ، باز فرستادن حجاج بن يوسف به مكه و حرم ايزد تعالى و قبلهء اسلام و آن را به سنگ و منجنيق فرو كوفتن و چندان خونها ناحق بحرم ريختن ، و كشتن عبد الله بن الزبير و او را نگونسار از درخت آويختن ، و آنچه بدين ماند كه اگر همه ياد كرده آيد قصه دراز شود پس گروهى از ياران مصطفى صلَّى الله عليه چون اين حالها بديدند گفتند دنيا بدين نيرزد و ما دانيم كه بنده از گناه معصوم نيست و هفوات افتد ، اما ساعتى باشد تا روزى ، اكنون اين از ساعت و روز و ماه و سال در گذشت اين اصرارست ، از ايشان تبرا كردند ، و مردى بود بزرگوار قطرى ابن الفجاة و از سادات و صناديد عرب بود و اينجا بوده بود با عبد الرحمن سمره و



[1] الحدث ( بفتحتين ) الأمر المنكر الذى ليس معتادا و لا معروفا فى السنة . . . جمع احداث ( منجد اللغة )
[2] سليم دلى بمعنى ساده دلى و ساذجى است و در كلمات متقدمان استعمال شده است .
[3] درين كتاب غالبا الف اول كنيه را مىاندازد و كمتر اعراب آن را مراعات مىكند ( رجوع بمقدمه )
[4] جملهء بين دو علامت در متن نبود ولى از قرينهء مطلب و لفظ « عزل كردن » پيداست كه عين اين جمله يا جمله‌اى مفصلتر در اينجا از قلم افتاده بوده است .

109

نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول    جلد : 1  صفحه : 109
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست