responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري    جلد : 1  صفحه : 95


است و دروغزن است ، اگر من بميرم به دو مگرويد و اگر ترا فرزندى بود همچنان وصيّت كن . و همچنين قرن به قرن و فرزند به فرزند وصيّت همى كردند .
و نوح گاه گاه به شهر اندر شدى و ايشان را به خداى خواندى . او را بزدندى و از آنجا براندندى ، و نوح صبر همى كرد بدين سختى اندر . و نوح را زنى بود كافره و به نوح نگرويده ، چنانچه خداى عزّ و جلّ اندر قرآن ياد كرد : * ( ضَرَبَ الله مَثَلًا لِلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَامْرَأَتَ لُوطٍ 66 : 10 ) * . و نوح را از اين زن چهار پسر بود : يكى سام و يكى حام و سديگر يافت و چهارم كنعان . اين پسران به نوح بگرويدند و كنعان نگرويد و كافر بود . و اين فرزندان نوح را فرزندان آمدند بسيار .
چون نوح را روزگار بر آمد و دراز شد و رنج بسيار ديد و صبرش نماند ، دعا كرد بر قوم خويش به هلاك . گفت : * ( رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الأَرْضِ من الْكافِرِينَ دَيَّاراً 71 : 26 ) * . خداى عزّ و جلّ اجابت كرد و گفت : من اين خلق را هلاك كنم ، و نوح ندانست كه به چه هلاك خواهد كردن . و خداى عزّ و جلّ نوح را بفرمود كه درخت ساج به كار ، چون بزرگ شود و درخت گردد من ايشان را هلاك كنم . و درخت ساج به چهل سال تمام شود . و نوح دانست كه ايشان را تا چهل سال هلاك نيايد . درخت بنشاند ، و بدان چهل سال اندر خلق را به خداى عزّ و جلّ مىخواند . درخت برسيد و بزرگ شد و خداى عزّ و جلّ وحى فرستاد به نوح كه من اين خلق را به آب هلاك كنم و آب از زمين بر آرم و از آسمان عذاب فرستم و اين خلق را هلاك كنم .
و نوح به زمين كوفه بود و به خانهء وى اندر يكى تنور بود از آهن كه زنش اندر او نان پختى . و چنين گويند كه آن تنور آدم بود و اندر آنجا نان پخته بود . و خداى عزّ و جلّ گفت : علامت عذاب آن بود كه از آن تنور آب برجوشد . نوح نيز بترسيد كه او هلاك شود ، گفت : * ( وَنَجِّنِي وَمن مَعِيَ من الْمُؤْمِنِينَ 26 : 118 ) * . گفت : مرا برهان با اين مؤمنانى كه با مناند ، كه خداى عزّ و جلّ وعده كرد كه ترا و اهل ترا برهانم .
پس آن درخت ساج چون بزرگ شد و برسيد ، خداى عزّ و جلّ بفرمود كه اين درخت ساج را ببر و آن را تخته كن و آن تخته ها را تنگ با يك ديگر به ميخ بدوز و از آن كشتى كن . و نوح ندانست كه كشتى چگونه كند ، خداى عزّ و جلّ جبريل را

95

نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري    جلد : 1  صفحه : 95
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست